تبليغاتX
بالسا

بالسا

 

تا کنون از ارواح زیادی در مورد چگونگی مرگ و حیات پس از ان سوالات بسیاری شده که درصد زیادی از آنان مرگ وزمان مردن و رسیدن به عوامل یا جهانهای روحی را با تعغیرات بسیار جزئی به طوری که نتیجه گفتار آنان یکسان بودهشرح داده اند و گفته های یکایک آنان را که از طریق روشهای گوناگون تماس مانند الهامی - حلولی - کتابت یا گردونه دوار ویا به شکل تجسدی و ... بیان کرده اند

میتوان چنین جمع بندی نمود

بدن بشر به وسیله سیاله های حیاتی به جسم اثیری و روح وصل شده که این سیاله ها ممکن است گاهی تا میلیون ها کیلومتر بدون اینکه از جسم مادی کاملا جدا شوند امتداد یابند

در زمان قبل از مرگ طبیعی تعدادی از این سیاله ها به ترتیب توان حیاتی خود را از دست می دهند وبتدریج از بدن جدا می شوند و پس از جدایی کامل از جسم به تنپوش متصل و جزئی از آن می گردند و نیروی از دست رفته خود را پس از جذب کاملبه جسم اثیری باز می یابند

پس از جدائی کامل رشته های حیات از بدن از آن زمان است که مرگ کامل فرا می رسد و از این موقع به بعد جسم مادی رو به خرابی و فساد می رود

لحظه ای که جدایی کامل رشته های نقره ای تنپوش از بدن فرا رسید زمانی است که روح وتنپوش توانسته اند به طور کامل از جسم مادی جدا شوند که در این زمان سلولهای بدن از فعالیت های حیاتی باز می ایستند و کلیه حرکات آن مانند ضربان قلب و کار ریه و ... قطع می شود و بدن نیز سرد می گردد

گاهی اوقات در زمان مرگ برخی افراد مشاهده می شود که جسم و روح آمادگی جدا شدن از هم را ندارند زیرا در این حالت تمام رشته های نقرهای حیات از بدن پاره نشده اند و در این حالت وابستگی کامل جسم وروح مشخص می شود زیرا آنها نمی خواهند دیگری را تنها بگذارند و این عمل اغلب منجر به خستگی فراوان روح و جسم در آخرین لحظات زندگی مادی افراد می شود که در چنین شرایطی مشاهده می شود که فردی ساعت و روزها بدون حرکت در بستر افتاده و در حال جان کندن است ولی آثار حیات هنوز در وجودش به چشم می خورد و در نهایت پس از مدتی کلیه اتصالات رشته های نقره ای تن پوش از جسم پاره می شود در این جدا سازی نزدیکان و دوستان وی که در زمان حیات خود با وی دارای تجانس روحی بوده اند و قبل از او به عوامل روحی پیوسته اند به روح آن شخص کمک کرده و با کمک روح راهنما و ... کلیه رشته های حیات را از جسم وی خدا می کنند تا مرگ فرا رسد

از این زمان به بعد است که کلیه حرکات و اعمال . ظواهر حیات در بشر قطع می شوند و روح شخص از فرط خستگی زمان طولانی گسیختن رشته های نقره ای حیات به آرامش فرو می رود و این حالت را می توان زمان بی خبری ارواح نامید که البته این زمان کوتاه است ولی در بعضی مواقع دیده می شود که این زمان تا پوسیدگی کامل جسم مادی ادامه می یابد و در چنین حالتی پی از پوسیدگی کامل جسم مادی . روح آخرین علاقه و کنش های حیات مادی را از جسم جدا کرده و نا گزیر جسم را ترک می نماید

باید توجه داشت که تماس با ارواح نشان می دهد که آنان از افراد زنده عالم خاکی به مراتب به ما نزدیکتر بودهو هر زمانی که بخواهیم می توانیم با آنان در تماس باشیم و ارواح با روی گشاده به نزد ما می آیند و با ما گفتگو می نمایند چون زندگی مادی خارج از وجود روح نیست و این روح قادر به انجام اعمال و افعال خاصی می باشد و در زمان آزاد شدن از جسم صاحب قدرت بیشتری می باشد

ارواح پس از جدائی کامل از بدن مایل هستند که با نزدیکان . عزیزان خود تماس هایی را برقرار کنند ولی اغلب آنها در بر قراری این نوع تماس ها موفق نمی شوند و در نهایت از تلاش خود خسته می شوند و از آنان دور می گردند

اگر مردم از وجود ارواح آگاهی داشته باشند و روش تماس با آنها را بدانند از آن پس می توانند به سادگی با در گذشتگان خود در تماس باشند

ارواحی که به سادگی توانسته اند جسم را رها کنند و به عالم روحی سفر کنند از همان لحظه جدائی جسم و روح در صورت موافقت روح می توان با آنان تماس گرفت ولی چنانچه روحی پس از مرگ نتواند وابستگی های حیات را کاملا از خود جدا سازد تا زمان جدائی کامل وی از ماده نمی توان با روح تماس برقرار کرد

در بعضی مواقع دیده شده است فردی از نظر پزشکی کاملا مرده است ولی با سرسختی و مقاومت روح کلیه الیاف و رشته های حیات مجددا از تنپوس به جسم مادی وصل شده وحیات مادی مجددا شکل می گیرد چون بعضی مواقع مشاهده شده که اجساد مردگان در گور یا محل دیگری زنده شده است

اکثر ارواح تا مدت ها پس از مرگ جسم مادی در نزد عزیزان یا وابستگان خود باقی می مانند و در میان آنان زندگی می کنند به طوری که اگر فرد روشن بینی در جمع آن خوانواده باشد در شرایط خاصی می تواند آنان را مشاهده کند

در جسم مادی و اثیری بشذ مراکز قدرتمندی وجود دارد که برخی از آنان امواجی از جود صاطع می کنند که نوع و مقدار آن در افراد بشر متفاوت است ودر زمان بر قراری تماسها معمولا ارواح به سوی گروه خاصی از این امواج کشیده و جذب می شوند .این امواج مربوط به کسانی است که قدرت مدیومی بیشتری نسبت به سایرین دارند و وجود این نیرو در هیچ یک از افراد بشر به صفر نمی رسد.

افراد نادری نیز وجود دارند که به این نیرو ها پی برده اند به طوری کهبه راحتی می توانند به راحتی جسم خود را در یک محل رها کرده و مرزهای جهان را در نوردند که گاهی این عمل را خود مدیوم انجام می دهد گاهی توسط افراد دیگر انجام می پزیرد


از روحی درباره چگونگی زمان مرگ سوال شد و او در پاسخ گفت

زمان مرگ بسیار زیبا و ملکوتی است و هر یک از ارواح آن را به نحوی حس کرده اند ولی من در زمان مرگ مدتی در بی خبری بودم که نا گاه متوجه شدم مانند دانه که از غلاف خود خارج می شود من هم از جسم به صورت روپوش بیرون می آیم گویی تا آن زمان در داخل کیسه ای سر بسته قرار داشته ام که روی آن کیسه بارهای زیاد و سنگینی بود ولی من به آسانی و بدون کوچکترین سنگینی و درد از داخل آن به صورت غلافی خارج شدم و به همان نسبت هم هر چه بیشتر از جسم خود بیرون می آمدم بیشتر احساس لذت می کردم

پس از جدا شدن مشاهده کردم که شخص دیگری درست شبیه من در اتاق خوابیده و تا به حال سنگینی او نمی گذاشت تا از زیر آن بارها رها شوم. زمانی که از او جدا شدم به گوشه ای رفتم و به آن کالبد هیولایی خود نگریستم و فورا از او دور شدم چون وحشت داشتم که مبادا مجددا گرفتار عذاب آن گردم


از روحی دیگر درباره چگونگی زمان مرگ سوال شد و او در پاسخ گفت


پس از رهایی از جسم مادی با گروهی از خویشان که به دیدن من آمده بودند به سوی محلی جذب شدم که قبلا هیچ اطلاعی از آن نداشتم در بین راه سفر به عالم جدید با خویشان و دوستانی بر می خوردم و از ایشان می گذشتم پس از اندک زمانی به محلی رسیدم که بسیار پر شکوه ودیدنی بود و در آنجا همه چیز وجود داشت پس از گذشت زمانی کوتاه برای بدست آوردن و تهیه کایه وسایل مورد نیاز زندگی فردی و... مجاز گشتم و به راحتی می توانستم تمام خواسته های خود را بدست آورم


از روحی دیگر درباره چگونگی زمان مرگ سوال شد و او در پاسخ گفت

قبل از مرگ مدتی بیمار بودم و از درد جسمانی رنج فراوان می کشیدم . یک روزحس کردم که درد من کمتر شده به طوری که رغته رفته کلیه درد و رنجهای موجود از وجودم دور شد . چند روزی را به همین حالت و بدون احساس نمودن کوچکترین درد یا ناراحتی گذراندم و پس از مدتی در وجود خود کوچکترین حرکتی را نیز حس نمی کردم و بدنم از نک انگشتان شروع به سرد شدن کرد سرمایی شدید و سخت بود که به تدریج رو بهبالا تنه بدنم می آمد .این سرما را تا نزدیکی گردن احساس کردم که ناگاه متوجه شدم بدنم با حرارتی زیاد از درون به حرکت در آمد و گرمای تنم به تدریج از سرما خارج می گردد و در این حالت جسم خودم را کاملا از سرما بیرون کشیدم و از آن کوه یخی نجات پیدا کردم . در این لحظه همه چیز آرام و ساکت شده بود و دیگران را می دیدم که اطراف جسم سرد من در حرکت هستند ولی کسی آن را لمس نمی کرد .پس از مدتی آن را از منزل خارج کردند و چون از آن جسم متنفر بودم به دنبالش نرفتم تا اطلاعی از سرنوشت آن بدست آورم.مدتی در منزل بودم و کوشش کردم با همه افراد فامیل که در آنجا جمع بودند صحبت کنم ولی من هر چه می گفتم کسی توجهی به گفته های من نمی کرد لذا پی از مدتی تلاش در نهایت همراه برخی از دوستان و اقوام روحی به عالم روحی سفر کردیم


در برخی مرگ های ناگهانی که تنپوش و جسم به علت جدایی سریع جسم مادی از زمان وقوع آن اطلاعی ندارد حالت تشنج و تحریک سریعی در بدن به وجود می آید که در این صورت جان دادن بسیار شدیدی را به وجود می آورد. در این حالتتن پوش و جسم از بروز این واقعه ناگهانی مضطرب شده و جهت رهایی و پاره کردن رشته های نقره ای حیات تلاش فراوانی را می کنند تا در نهایت رشته ها پاره شده به تنپوش متصل شوند. در این نوع مرگ ها تا مدت زیادی آن روح جسم خود را به طور کامل ترک نمی کند و زمانی با آن می ماند و تلاش بسیاری می کند که مجددا به جسم وارد شود ولی تمام این اعمال و تلاش ها بی نتیجه است . زمانی که جسم را متلاشی شده می بیند آنگاه برای همیشه از آن دست بر می دارد و برای گذران زندگی خاویدان خود به جهان روحی خواهد شتافت.


+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

چه تعریفی می توان از ارواح کرد؟
می توان گفت که ارواح موجودات هوشمند آفرینش هستند. آنها جهان را خارج از دنیای مادی پر کرده اند.
یادداشت:کلمه روح در اینجا برای تعیین فردیت موجودات فوق مادی بکار می رود و عنصر هوشمند جهانی نیست.

آیا ارواح موجوداتی مستقل از خداوند هستند یا ناشی از خداوند و یا جزئی از او هستند و به همین خاطر پسران یا فرزندان خداوند نامیده می شوند؟
خدای من, این کار اوست , دقیقا مانند انسانی که یک ماشین را می سازد این ماشین کار بشر است و کار خدا نیست .می دانید که وقتی انسان چیزی خوش نما و مفید می سازد آن را فرزند خود و آفریده خود می نامد . خوب برای خداوند نیز چنین است ما فرزندان او هستیم زیرا مخلوق او هستیم.

آیا ارواح آغازی داشته اند یا همچون خداوند ازلی هستند؟
اگر ارواح آغازی نداشتند معادل خدا بودند , در حالی که آنها مخلوق خدا هستند و تابع اراده او می باشند . خدا ابدیت مطلق است , این غیر قابل بخث است اما اینکه بدانیم چه وقت و چگونه ما را آفریده است چیزی نمی دانیم. تو می توانی بگویی که ما بدون آغاز هستیم , اگر درک تو این باشد که خدا ابدی است او باید وقفه بیافریند اما چه وقت و چگونه هر کدام از ما آفریده شده ایم باز هم به تو می گویم که هیچکس آن را نمی داند , راز در اینجاست.

چون دو عنصر کلی در جهان وجود دارد : عنصر هوشمند و عنصر مادی , آیا می توان گفت که ارواح از عنصر هوشمند ساخته شده اند , همانطور که اجسام جامد از عناصر مادی ساخته شده اند؟
مسلما اینطور است , ارواح تفرید اصل هوشمند هستند.

آیا آفرینش ارواح متداوم است یا در پگاه زمان اتفاق افتاده است؟
دائمی است , یعنی خداوند حلق آنها را هرگز متوقف نکرده است.

آیا ارواح را بطور ارادی و اختیاری می سازند یا اینکه ارواح از ارواح دیگر ناشی می شوند؟
خدا آنها را می آفریند , مثل مخلوقات دیگر و با اراده خود , اما باز هم می گویم اصل آنها یک راز است.

آیا درست است که بگوییم ارواح غیر مادی هستند؟چطور می توان چیزی را تعریف کرد که برای آن زبان مقایسه نداریم و زبان ما قاصر است؟ آیا یک کور مادرزاد می تواند نور را تعریف کند؟ غیر مادی واژه مناسبی نیست , واژه بدون جسم بهتر است زیرا تو باید بفهمی که روح یک آفریده است و باید چیزی باشد آن یک ماده لطیف است , اما قابل مقایسه با شما  و آنقدر اثیری و رقیق است که به حواس شما در نمی آید.
ما می گوییم که ارواح غیر مادی هستند زیرا جوهر آنها با آنچه که ما بنام ماده می شناسیم تفاوت دارد . ملت کور کلامی برای تعریف نور و اثرات آن ندارند . کور مادرزاد فکر می کند که  بوسیله شنوایی , بویایی , چشایی و لمس کردن همه ادراکات را دارد او تصوراتی را که این حواس به او نمی دهند متوجه نمیشود . بهمین ترتیب برای درک جوهر موجودات فوق انسانی ما واقعا کور هستیم . ما نمی توانیم آنها را تعریف کنیم مگر بوسیله قیاس همیشه ناقص یا بوسیله تصور و خیال خود.(کاردک)

آیا ارواح پایانی هم دارند؟ اینطور فهمیده میشود که منشا اصلی آنها ابدیست اما آنچه را که ما می پرسیم این است که آیا فردیت آنها پایانی دارد و در یک زمان معین کم و بیش طولانی عنصر سازنده آنها از هم نمیپاشد و به جرم همانند جسم مادی بر نمی گردند؟ مشکل است بفهمیم که چیزی آغازی دارد و نتواند تمام بشود.؟
چیزهای بسیاری هستند که شما نمی فهمید , زیرا هوش شما محدود است واین دلیل نمی شود که آنها را رد کنیم , کودک آنچه را که پدرش می فهمد نمی فهمد و نسبت به آنچه که یک دانشمند درک می کند جاهل است . ما می گوییم که وجود ارواح پایانی ندارد , این همه آن چیزی است که اکنون می توانیم بگوییم.

آیا ارواح دنیایی مستقل و مجزا و خارج از آنچه که ما میبینیم می سازند؟
بله دنیای ارواح یا هوشهای فاقد بدن را بوجود می آورند.

کدامیک از این دو در سلسله مراتب اصلی تر واقع هستند, جهان روحی یا جهان مادی؟
جهان روحی , این جهان قبلا وجود داشته است و پس از آن نیز باقی می ماند.

آیا جهان مادی می تواند بدون تغییر جوهر دنیایی روحی وجود نداشته باشد یا هرگز پا به عرصه وجود نگذاشته باشد؟
بله آنها مستقل هستند , مع ذالک همبستگی آنها به یکدیگر مداوم است زیرا یکی بر دیگری لاینقطع اثر می گذارد.

آیا ارواح محدوده معین و مشخصی را در فضا اشقال می کنند؟
ارواح همه جا هستند , فضای نامتناهی تا بی نهایت مشخون ارواح است . بدون انقطاع در کنار شما هستند و شما را می بینند بدون آگاهی شما بر روی شما تاثیر می گذارند , زیرا ارواح قسمتی از نیروهای طبیعت هستند و وسیله ای هستند که خداوند آنها را برای تکمیل سرنوشتتان مورد استفاده قرار می دهد : جمیع ارواح همه جا نمی روند زیرا برای ارواح عقب مانده منطق ممنوعی وجود دارد.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

اگه از مرگ میترسید اینو خوب بخونید .

در حالي از مرگ ميترسيم که حتي نميدانيم چيست.(سقراط)

مرگ پايان كبوتر نيست.

مرگ وارونه يك زنجره نيست.

مرگ در ذهن اقاقي جاري است.

مرگ در آب و هواي خوش انديشه نشيمن دارد.

مرگ در ذات شب دهكده از صبح سخن مي گويد.

مرگ با خوشه انگور مي آيد به دهان.

مرگ در حنجره سرخ  گلو مي خواند.

مرگ مسئول قشنگي پر شاپرك است.

مرگ گاهي ريحان مي چيند.

مرگ گاهي ودكا مي نوشد.

گاه در سايه نشسته است به ما مي نگرد.

و همه مي دانيم

ريه هاي لذت , پر اكسيژن مرگ است. 

(سهراب سپهري - صداي پاي آب)

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

دکتر ريموند مودي(دکتراي روانشناسي و فلسفه): اونها ميگن وقتي به اين منبع روشنايي رسيدن ارواح اقوام و دوستانشون به ملاقاتشون اومدن.

آن هورن(تجربه کننده ي مرگ تقريبي): من اونو عموي خودم ميدونستم ولي يادم مياد با خودم فکر کردم که من عمويي ندارم که شبيه اون باشه. اون لباس مرتبي پوشيده بود. يه چيزي مثل جليقه.

فرزاد قيصري پور(تجربه کننده ي مرگ تقريبي): من مادرم که چند سال پيش فوت کرده بودند رو ديدم و يکي از دوستانم که ايشون جاي پدر منو دارند. نقش يک راهنما داشتند تو زندگيم. ايشون رو هم اونجا ديدم.
اصلا با هم نه سلام عليک کرديم نه اين که همديگه رو بغل کنيم ببوسيم يا حال و احوال کنيم.
گفتم اينجا چقدر دوست داشتني و خوبه ، منم دوست دارم اينجا باشم.
اون جا جو خيلي صميمي و دوستانه بود. اصلا احساس قربت يا احساس ديگه اي نمي کردم.
بعد لباساشون هم عادي بود. با لباساي عادي. مادرم که با لباساي تو خونش. دوستمم خيلي لباس عادي اي تنش بود.
__________________________
فرزاد قيصري پور(تجربه کننده ي مرگ تقريبي): متوجه شدم که ما با هم از طريق زبون حرف نزديم. ما صدايي بينمون رد و بدل نشد. ولي ميفهميدم که چي ميگفتن و اونها هم ميفهميدن من چي ميگفتم.

دنيون برينکلي(تجربه کننده ي مرگ تقريبي): من فکر ميکنم اون موجود اسرار آميز از طريق نوعي ارتباط تلپاتي با من ارتباط برقرار ميکرد.

بتي جين ايدي(تجربه کننده ي مرگ تقريبي): ولي به محض اين که با اونا صحبت کردم يا اونا با من صحبت کردند متوجه شدم که ارتباط ما غير کلامي بود. نوعي ارتباط تلپاتي.
ولي اين درست نوع ارتباط ما رو بيان نميکنه. چون ما از طريق دل با هم ارتباط داشتيم ، نه با ذهن.

دکتر دايانا موريسي(تجربه کننده ي مرگ تقريبي): وقتي منو برگردوندند دوباره همون زني رو ديدم که در ابتداي تجربم با اون برخورد کرده بودم. همون زن بود که همش از من ميپرسيد " آيا تا به حال در چنين جايي با اين همه مهر و عشق بودي؟ " و من ميگفتم " نه ".
و البته کل اين صحبت ها به صورت نوعي تلپاتي رد و بدل ميشد.
و اون پرسيد " آيا تا به حال چنين جايي با اين همه شور و شعف و سعادت رو تجربه کرده بودي؟
و البته بايد بگم هر کدوم از کلماتي که اون ميگفت به اندازه ي هزار صفت و قيد ما معنا داشت.
و من در پاسخ به تمام سوالاتش فقط ميگفتم " نه ".

ما پيش از آن که سخن گفتن را بياموزيم ، با استفاده از نوعي قدرت روحي با ديگران تماس برقرار ميکرديم و تجربه ي نزديک مرگ در واقع احيا گر آن قدرت در ماست. (زيگموند فرويد)
__________________________
ماري اي پولاک(تجربه کننده ي مرگ تقريبي): من نميدونم اون کلمه چي بود. ميدونم يک کلمه بود. مثل يک کلمه ي رمز.
به محض اين که اونو به زبون اوردم ديگه نسبت به همه چيز آگاه بودم. و جوابي که از اونا دريافت کردم به شکل تلپاتي بود. پيام اونها اين بود "تو بايد اينو به خاطر خودت ياد ميگرفتي".
من همه چيز رو ميدونستم. ميدونستم چرا آسمون آبيه. اسرار زندگي رو ميدونستم و همه چيز رو.

دکتر دايانا موريسي(تجربه کننده ي مرگ تقريبي): يادم مياد که شبيه يه چنين حسي بود. که انگار يک نفر بتونه تمام کتاب هايي رو که از ازل نوشتن تا ابد رو بخونه. کلمه به کلمه ي اون رو بخونه و با دلش اونا رو جذب کنه. تمام آگاهي اونا رو جذب کنه. و کل اين دانش در مقابل اون علمي که در آن نور جريان داشت همچون سر سوزني جلوه ميکرد.

ديويد بايبر(تجربه کننده ي مرگ تقريبي): پاسخ همه چيز اونجا بود. من احساس نگراني نسبت به هيچ چيز نداشتم. چون همه ي جوابا رو ميدونستم.

جو گراچي(تجربه کننده ي مرگ تقريبي): اونجا تو همه چيز رو ميدوني. همه ي علم رو ميدوني. همه چيز بخشي از وجودته.

دنيون برينکلي(تجربه کننده ي مرگ تقريبي): اونجا علم مثل هوا در دسترس بود.

 

اصلا نترسید در تمام لحظات یاسین با شماست ....!

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

پدر بزرگ من همیشه برای پدرم تعریف می کرده که

روزی در روستایشان از محلی عبور می کرده که صدای

رقص و اواز و پایکوبی را می شنود وقتی به سمت

محل صدا می رود می بیند که حدود سی وچهل نفر که

هیچگونه شباهتی به افراد روستا ندارند مشغول برگزاری

 جشن هستند وقتی کمی به آنها دقت می کند می بیند

که آنها دارای سم هستند و مطمئن می شود که آنها جن هستند .

 جنها که پدر بزرگ مرا دیده بودند او را دعوت

می کنند که در جشن آنها شرکت کند که ایشون با عذر خواستن

 و بهانه آوردن از آن محل دور شده بود.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

جن ها حدود هفت هزار سال پیش از آدمیان آفریده شدند .

جن ها همچون انسان ها مرد وزن دارند و تولید مثل

می کنند جن ها همچون انسان ها دارای اختیار هستند

 و انبیا را قبول دارند عده ای مسلمان و عده ای یهودی و

مسیحی و حتی کافر نیز هستند غذای دسته ای از جن ها

باز مانده غذای انسان و استخوان است جن ها قدرت

طی الارض دارند و می توانند در آن واحد از یک طرف زمین

به طرف دیگر زمین بروند جن ها مثل ما حتی

می خوابند و بهشت و جهنم نیز دارند. وقتی بسمه الله گفته شود

 جن های کافر از انسان دور شده و دیگر آسیبی

به انسان نمی رسانند. در بلوچستان جن ها را شبیه انسان ولی

 با قدی کوتاهتر و پوشیده از موهای زرد ظریف

دیده اند که شیار چشمان آنها عمودی و پاهای آنها مثل

چهار پایان سم دارد این موجودات شبیه انسانها هستند

که در همه جا وجود دارند و در شب ها فعالیت آنها بیشتر است

 ریختن آب جوش و نجاسات شاید باعث انتقام

گیری آنها شود.

اینکه راسته یا دروغ به درک شما بستگی داره .

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

هر وقت برای عکس گرفتن ژست گرفتین احتمال حضور روح  را هم در عکس بدهید این عکس را بسیاری از خبرگذاریهای معتبر دنیا تایید کرده اند

هر وقت برای گرفتن عکس آماده شدین احتمال آماه شدن یک روح رو هم برای گرفتن

عکس بدین . این عکس توسط معتبر ترین خبر گذاریهای دنیا تائید شده است.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

جن و پری را نمی‌توان به این آسانیها توصیف کرد. آنها در مقایسه با انسانها ، موجوداتی متفاوت هستند. موجودانی ظریف و کوچک و بالدار یا موجوداتی شریر که از راههای مختلف به مردن نارو می‌زنند. در این مورد تفسیر و توضیح بسیار متنوع و زیاد مستند است . از نظر عده‌ای پریان فقط در داستانهای شاه‌پریان وجود دارند اما تحقیقات نشان می‌دهد در اواخر قرن بیستم نیز بسیاری از مردم هنوز آنها را می‌بینند و نمی‌توانند وجودشان را ندیده بگیرند. کسانی که تصور می‌کنند وجود اجنه و پریان خرافات و تمسخرآمیز است ، وقتی گزارشهای دست اول را در مورد موجود بودن آنها می‌خوانند ، تعجب می‌کنند.
این موجودات سحرآمیز حقایقی جالب را ارائه می‌دهند:
- اطلاعات متحیر کننده در مورد بشقاب‌پرنده
- قدرت درمانگری جن و پری
- گزارش شاهدان در مورد اجنه و پریان
- پاتق‌های پریان در انگلیس وایرلند که می‌توان از آنها دیدن کرد
-حقایق شگفت‌ موجودات اجنه و پریان در دنیای امروزی
- اجنه چه کسانی هستند؟
- کجا می‌توان آنها را پیدا کرد؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

وقتی لوئیز جاکولیه قاضی و حقوقدان بر جسته فرانسوی در اوایل ۱۸۶۰ به هند رفت،شخصی بود با افکار ازاد و به دور از جزمیت،اما یک روز پیشخدمتش اعلام کرد که یک جوکی (مرتاض)هندی قصد ملاقات با او را دارد،کنجکاوی بر او غلبه کرد و تصمیم به ملاقات مرد گرفت.جاکولیه گفت و گو را چنین اغاز کرد که جوکیها قادرند اشیا را بدون دست زدن به انها جابجا گنند.نیرویی که اکنون جنبش فراروانی خوانده می شود.جوکی که مرد لاغر و کوچک اندامی بود گفت که او شخصآ چندان قدرتی ندارد اما ارواح نیک به او کمک می کنند.مرد فرانسوی پرسید می تواند چشمه ای از کار انها را ببیند.جوکی قبول کرد و دستور داد هفت گلدان را با خاک پر کردند و ۷ تکه چوب به بلندی یک متر و هفت برگ پهن برای او بیاورند.او چوبها را به طور مستقیم در گلدانها گذاشت.و در مرکز هر برگ سوراخی درست کرد،بعد چوبها را از سوراخ برگها گذراند بطوریکه برگها سطح گلدانها را پوشاند.سپس از جا برخاست.دستها را بالای سر به هم قلاب کرد،دعا خواند و به حالت خلصه فرو رفت.جاکولیه احساس کرد نسیمی به صورتش خورد.ظرف ۱۰ دقیقه برگها به اهستگی از چوبها بالا امدند و بعد سر جای خود باز گشتند جاکولیه جلو رفت و برگها را امتحان کرد تا ببیند ایا حقه ای در کار نیست.اما هیچ حقه ای در کار نبود.او در میان جوکی و گلدان قرا گرفت پیشخدمتش را مامور کرد تا حقه جوکی را کشف کند اما چیزی دسگیرشان نشد.

دقایقی بعد جوکی به او گفت اگر می خواهد میتواند سوالی از ارواح بپرسد.جوکی لحظه ای بعد این پیام را به او داد:«الین برونر در۳ ژانویه ۱۸۹۶ در بورگن وایر مرده»جاکولیه از ارواح نام دوستش و تاریخ مرگ او را پرسیده بود.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

حالت خذبه می تواند پدیده های عجیبی به وجود اورد.ژوزف دسا در ۱۶۰۳ در ایتالیا متولد شد.

در کودکی،طفلی مریض و رنجور بود و در ۲۲ سالگی به فرقه ای مذهبی پیوست و به دلیل روزه داریهای طولانی و ریاضت کشی معروف شد.یک روز بعد از مراسم عشاء بناگاه به هوا بلند شد و بالای سر جمعیت به پرواز در امد و به بالای محراب رسید شعله های آتش به ردای او گرفت.از ان به بعد می توانست در هوا پرواز کند.اشخاص معتبری از جمله فیلسوف المانی،لایبنیتز،شهادت به پرواز او داده اند.بنابراین تردیدی در اعمال خارق العاده او نیست.یک قرن بعد از مرگش به او لقب ژوزف قدیس دادند.این نوع عمل و به حالت خلسه رفتن و سپس پرواز کردن را در علم امروزی تمکز حواس یا یوگا هم می نامند که کاملآ یک حالت تایید شده علمی است.این تمرکز باعث میشود که انسان بسیار از لحاظ روحی شاد و سبک شود و امروزه به صورت آموزشی در آمده.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

امانوئل سوئد نبرگ متولد ۱۶۸۸ در استکهلم یکی از رازوران معروف است که کارش را با ریاضیات آغاز کرد.او ساعت سازی و موسیقی هم می دانست و از علم مهندسی هم اطلاع کافی داشت.هنگام جنگ با دانمارک او توانست ۵ کشتی سنگین را داخل خشکی ۱۵ کیلومتر جابجا کند.

در ۱۷۴۴ وقتی ۵۶ ساله بود رویای عجیبی دید:بادی غرش کنان به صورتش وزید.بعد قدیسی بر او ظاهر شد و گفت:«بسار خوب،اغاز کن»از این زمان به بعد او گاه به حال خلسه می رفت و حالت مکاشفه به او دست میداد.کتاب او پر است از شرح سفرهایی که خود او مدعی است انجام داده است.قدرت نهان بینی او همه را دچار شگفتی می کرد.یک شب وقتی در گوتنبرگ میهمان بود و سر میز شام نشسته بود بناگاه رنگش پرید و در استکهلم،۲۵۰ مایل دورتر اتش سوزی بزرگی به وقوع پیوسته و خانه او هم در خطر است.تا دوساعت در حالت بر افروختگی بود بعد آسوده شد و گفت:«شکر خدا آتش مهار شد،در حالی که تا نزدیک خانه من رسیده بود»فردا نامه ای از استکهلم به دست او رسید که شرح اتش سوزی بود با ذکر دقیق جزئیات.

داستان جالبی از فشار فکری(تله پاتی)

شبی سوئدنبرگ به دعوت یکی از دوستانش به صرف شام وارد رستورانی شدند.سوئدنبرگ مقداری بی حوصله بود ولی نمی خواست دعوت دوستش رو رد کنه.بر سر میز که نشسته بودند ناگهان از چند میز پایین تر شخصی به طرف سوئدنبرگ میومد.سوئدنبرگ فورآ اون مرد رو شناخت که یکی از دوستان قدیمیش بود ولی چون مقداری کسل بود و اصلآ حوصله نداشت با نیروی فکری(تله پاتی)اون شخص رو مجبور کرد که سر جای اولش برگرده و به اون فهموند که من سوئدنبرگ نیستم ،من شبه اونم.وقتی اون مرد به طرف میزش رفت و نشست دوستانش ازش پرسیدند که کجا میرفته .مرد در جواب گفت :یک لحظه فکر کردم دوست قدیمیم سوئدنبرگ رو دیدم ولی اون خودش نبود شخصی بود که شباهتهایی به اون داشت

چگونگی کشف هیپنوتیزم به دست فرانتز آنتو مسمر:

در ۱۷۴۳ یکی از معروفترین پیشگامان علم که دانش امروزی به او دین بسیار دارد اما شهرت چندانی پیدا نکرد به نام فرانتز آنتون مسمر به دنیا آمد.او کاشف مسمریم که بعدها هیپنوتیزم نام گرفت بود.مسمر که والدینش سوئیسی بودند در دانشگاه وین درس خواند و رساله دکترایش را درباره تاثیر ستارگان بر سلامت انسان نوشت.او در ۴۰ سالگی به کشفی دست یافت که باعث شهرت او شد.بانوی انگلیسی ثروتمندی که از شهر وین می گذشت از او خواست چند تکه مغناطیسی به او بدهد.او اعتقاد داشت مغناطیسها دردهای معده او را ارام میکنند.مسمر نسبت به این موضوع کنجکاو شد.او فرضیه ای ارائه کرده بود مبنی بر انکه نیروی حیاتی در بدن باعث سلامتی یا بیماری می شود بسته به جریان یا انسداد نیروها.

مسمر از آهنربا برای معالجه بیماران خود استفاده کرد نتیجه به نظر او مثبت بود.بعدها وقتی در حال خون گرفتم از بیماری بود متوجه شد هر وقت نزدیک بیمار می آید خونریزی شدیدتر و هر وقت دور می شود خونریزی کمتر میشود.او به این نتیجه رسید که انسان هم ممکن است دارای نغناطیس باشد.

او تحقیقات خود را ادامه داد و بشکه مغناطیسی را اختراع کرد.بشکه ای پر از اب که از سر آن میله های فلزی سر خم بیرون می آمد.بیماران سر میله ها را می چسبیدند،موسیقی نواخته می شد،بیماران به حالت خلسه یا تشنج می رفتند و سر انجام بسیاری از انها معالجه می شدند.اطبا بر این نظر بودند که معالجات مسمر بر اثر تلقین بود و این تلقین (هیپنوتیزم فرد بیمار)در اینده توسط دانشمندان به هیپنوتیزم تغییر نام داده شد.

 

یک رویداد شگفت انگیز از قدرت تلپاتی (این رویداد در شوروی سابق اتفاق افتاد)

ولف مسینگ یکی از بزرگترین افراد دارای قدرت تلپاتی است.ولف مسینگ قادر به خواندن افکار دیگران،پیشگویی اینده و تحمیل اراده خود بر دیگران بود.در جنگ جهانی دوم او به سمت روسیه رفت و در انجا اقامت گزید.در روسیه استالین تصمیم گرفت قدرت روحی او را بیازماید.ازمایش مشگلی بود.مسینگ میباید بتواند به خانه ییلاقی استالین بدون برگ عبور وارد شود این محل توسط پلیس مخفی و محافظان به شدت محافظت می شد یکروز در حالی که استالین در دفتر کارش نشسته بود.مردی با خونسردی وارد خانه شد.تمام قراولان و پیشخدمتها با احترام کنار رفتند.او به اتاق استالین وارد شد.استالین با حیرت سر بلند کرد.مسینگ کاری کرده بود محافظان استالین تصور کنند او لاورنتی بریا رئیس پلیس مخفی روسیه است گر چه کوچکترین شباهتی وجود نداشت.

دومین امتحان ولف مسینگ در روسیه:

آزمایش این بود که او به بانک برود.یادداشتی به صندوقدار بدهد و او را با نیروی اراده وادار کند۰۰۰/۱۰۰ روبل بپردازد.دو شاهد معتبر همراه مسینگ بودند.آنها دیدند صندوقدار دسته های اسکناس را در آورد و به او تسلیم کرد.مسینگ آنها را در کیفی گذاشت و بانک را ترک کرد.سپس دوباره باز گشت و کیف پول را به صندوقدار بازگرداند تازه آن موقع بود که صندوقدار متوجه شد چه اشتباهی کرده،یادداشت مسینگ تکه کاغذ سفیدی بیشتر نبود.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

در اینجا نام چند تن از بزرگترین رازوران که دارای قدرتهای روحی بودند و نام کتابهای بسیار معروفشون رو براتون می نویسم:

کورنلیوس اگریپا:در ۱۴۸۶ در کلن آلمان متولد شد.او در کتابی سه جلدی اطلاعات خود را به رشته تحریر در امورد و مشخص است که از فشار فکر اگاه بوده.

کتاب سه جلدی فلسفه علوم غریب که کتاب مهمی در زمینه علوم مرموز به شمار می آید برجسته ترین و مهمترین اثر این شخصیت بزرگ افکار شناسی است.

پاراسلسوس:که نام اصلی او تئوفراستوس بومباستوس فن هوهنهایم است و در ۱۴۹۳ متلد شد.پسر یک نجیب زاده سوئیسی بود.او در سوئیس پزشکی خواند و در ایتالیا و المان تحصیلاتش را دنبال کرد.قدرت طبیعی شفابخشی او که از قدرت روحیش سرچشمه میگرفت باعث معالجه اشخاص زیادی شد.او عیاشی قهار بود و اخلاقی متکبرانه داشت.سرانجام در سن ۴۸ سالگی بر اثر سستی از پله ها افتاد و در گمنامی مرد.کتابهایش بعد از مرگش چاپ شد و دوباره شهرت او در اروپا پیچید،وسعت نظر و دقت او در پزشکی ما را به یاد نابغه بزرگ لئوناردو داوینچی می اندازد.

فرانتز انتون مسمر(کاشف هیپنوتیزم):در ۱۷۴۳ یکی از معروفترین پیشگامان علم که دانش امروزی به او دین بسیار دارد اما شهرت چندانی پیدا نکرد به نام فرانتز انتون مسمر به دنیا امد.او کاشف مسمریم که بعدها هیپنوتیزم نام گرفت بود.او فرضیه ای ارائه کرده بود مبنی بر انکه نیروی حیاتی در بدن باعث سلامتی یا بیماری می شود بسته به جریان با انسداد نیروها.داستان کشف این رویداد در پایین متن اورده شده.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

تلپاتی: به انرژی یا نیرویی گفته میشه که شخص دارای این نیرو از طریق ارتعاشات و نیروی(فشار) فکری،افکار و خواسته هاشو به دیگران منتقل میکنه. مثلآ با استفاده از این روش شما میتونید افکاری رو به دیگران تحمیل کنید بدون این که فرد قدرت مقاوت کردن و یا پاسخ منفی به شما رو داشته باشه.توضیح کامل تر اینه که مثلآ من به شما از طریق نیروی فکرم دستوراتی میدم و میگم که به من مقدار زیادی پول بده و شما هیچ گونه عکس العمل منفی در قبال در خواست من نمی کنید و به راحتی به من پول میدید بدون اینکه خودتون چیزی بدونید و یا بفهمید.از این روش میشه خیلی کارها کرد مثل تجدید روحیه افراد بیمار و خیلی چیزهای دیگه که در این مقوله نمی گنجه.یک رویداد بسیار جالب و حیرت انگیز از این پدیده در پایین این مطلب اورده شده.

هیپنوتیزم(مسمریسم):این مورد رو که خواب موقت یا خواب مقناتیسی هم میگن.در این مورد فردی توسط شخص مجرب و کاملآ اشنا به امور هیپنوتیزم طرف مقابلشو با صحبت کردن یا چرخاندن شیئی جلوی چشمانش به حالت خواب موقت می بره که این روش بیشتر برای درمان بیماران روحی و کمک به بهبودی اونها انجام میشه.لازم به ذکر هست که این نکته رو هم در نظر بگیرید که انجام چنین کاری(هیپنوتیزم)باید حتمآ توسط شخصی مجرب و مطلع صورت بگیره چون که کارشناسان این روش رو یک روش حساس و دشوار میدونن که از عهده هر کسی بر نمیاد.امکان داره شخص بی محارت این کار رو انجام بده و طرف مقابل رو نتونه بیدار کنه در این صورت هست که فرد یا میمیره و یا برای همیشه دچار ا ختلالات حافظه و مشکلات شدید روحی بشه و هرگز از خواب بیدار نشه.فرانتز انتون مسمر،پزشک اطریشی مسمریسم یا خواب مقناطیسی را کشف کرد.

یوگا:علم یوگا،روشی از مدیتیشن است که بشر را قادر می کند بر بدن و عواطف خود مسلط شود و به منشاء نیرو،معنا و هدف آن توجه نشان دهد.

ترانسیدال مدیتیشن:نوعی هیپنوتیزم شخصی است که باعث بروز نیروهای مخفی می شود.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

 معنی واژگانی تله پاتی عبارت است از: "آنچه كه از دور حس می كنیم". قدمت این مقوله به قرنها پیش بر می گردد. در كتب مشایخ صوفیه ایران كه حدود 1000 سال پیش نوشته شده است از این استعداد روحی با نام " ادراك بدون آلات حسی" یاد شده است كه عیناً ترجمه آن با نام " ادراكات خارج از حس" یا مورد استفاده دانشمندان و مولفین غربی قرار می گیرد. 

 

 

                                                            

 

  تله پات های قوی، افرادی هستند كه قدرت و قابلیت تصور و تجسم در آنها زیاد بوده و به هنر و سیر و سیاحت علاقه وافری دارند. این افراد معمولاً خواب شبانه خویش را به خاطر می آورند و در ارتباطات انسانی صادق و صمیمی هستند و به راحتی رنگهای دلخواه را می توانند در ذهن تجسم كنند. آنها بهتر و سریعتر از دیگران می توانند به حالت ریلاكس شدن ذهنی و جسمی و به خلسه های عمیق و مستمری برسند.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

انرزی خود را از طریق نگاه ارسال کنید(تاثیر باطنی)

از دو مرد که یکی روشی بر پایه ارامش و دیگری روش خو د نمایانه را در پیش می گیرند شخص اول بیش از شخص دوم منتیک می باشد .

دو چشم درخشان ثابت و فراخ که یکی از عناثر زیبائی است که البته نباید ان را دست کم گرفت اگر یک نگاه جستجو گر و نامطمئن باشد کمتر دیگران را تحت تاثیر قرار می دهد .ولی قدرت مجذوب کننده چشم از فاصله  خیلی نزدیک شبیه به یک نقطه روشن است که دکتر برید اولین بار با کمک ان توانست هیپنوتیزم کند .

نگاه کردن به نقطه ای بدون پلک زدن و شدیدا خیره شدن به نقطه میانی بین دو چشم درست در فاصله بین ابرو و چشم کسی که با او صحبت می کنیم با عث ایجاد نوعی اطمینان می شود و در این زمینه تمرین مفیدی است اما این قدرت و شدت نیروی روانی ذخیره شدهاست که که به نگاه شخص تاثیر منتیک می بخشد ((چیزی که در پشت چشمها قرار دارد و ارسال می شود از خود چشمها مهمتر است))در واقع این استحکام درونی است که در بروز شجاعت ظاهری دارای اهمیت است

کویر می گوید :

کسی که چیزی را می بیند گوش به طبیعت می دهد کسیکه تجربه می کند از طبیعت می پرسد و او را وا می دارد که پرده از اسرار خود بر دارد .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

ترس از شکست

یکی از عوامل متوقف کننده که روی افراد مبتدی تاثیر می گذارد ترس از اینکه مبادا مورد تمسخر واقع شوند اگر موفق نشوند.

یک هیپنو تیزور که به این عنوان شهرت پیدا کرده و همه توانایی های او را مورد تایید قرار می دهند هنگامی که در کوشش هایش به تاثیری که انتظار دارد نمی رسد هیچ واکنش تمسخر امیزی را بر نمی انگیزد .اما بر عکس فرد مبتدی در هر جلسه تمرین نا موفق صدای خنده ها را خواهد شنید .

از نظر عوام گفتن اینکه شخص قادر به انجام هیپنو تیزم است به این معناست که وی قدرتی فوق طبیعی دارد .

در این حالت خنده ها متوجه شکست او نیست .بلکه ایشان به حالتی که وی وانمود می کند از ان بر خوردار است و عجیب و غریب به نظر می رسد می خندند

اما به هر صورت که شده ازمایش سزاوار ان است که با این موضوع برخورد کنید.

البته باید احتیاط را سر لوحه کارتان قرار دهید و برای اولین تمرینات خود شخصی را انتخاب کنید که دارای علائمی باشد که من در مورد سوزه های هیپنوتیزمی در اینده می نویسم .

به محض انکه شخص موفق شود یک بار در جمعی هیپنو تیزم را انجام دهد انهایی که شدیدا مایل بودند کارهای او را مسخره یا خراب کنند با شگفتی به وی اعتقاد پیدا می کنند .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

 

آیا تا حالا هیپنو تیزم شده اید.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

ایا تاکنون سعی کرده اید که خود را گرسنه نگه دارید؟

ایا تاکنون سعی کرده اید که سحر گاه از خواب بیدار شوید؟

ایا تاکنون توانسته اید که از گفتن یک خبر هیجان اور  و مهم پرهیز کنید؟

ایا تاکنون توانسته اید در مواقعی که به شدت خشمگین شده اید خشم خود را کنترل کنید؟

ایا تاکنون توانسته اید نفرت خود را کنترل کنید و از ابراز ان جلو گیری کنید؟

ایا تاکنون بر سخنان خود تسلط داشته اید؟

اگر جواب شما مثبت است نشانه خوبی از داشتن اراده ای قوی است.و اگر منفی است نا امید کننده نیست چون از هم اکنون عزمتان جزم خواهد شد که زیر بنا و سازه ان را محکمتر و اگاهانه بسازید.

بنابر این انگیزه و نیروی لازم در شما بوجود امده و  همین تصویر ذهنی و قدرت نامحدود شما را همانند زلزله تکان خواهد داد و نیروی لازم را جهت تحمیل اراده خود بر اجسام اشیاءوکلیه افرادی که با اهداف شما بستگی دارند و به طور کلی انرژی هستی بوجود خواهد اورد.

شخصی که عزم جزم کند و دستورات ارائه شده را انجام دهد دیری نخواهد پایید که انرزی روانی خود را هدفمند و متمرکز خواهد کرد و چون برق ساعقه اشکالات شکافته خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

از کجا شروع کنیم

فوری تصمیم بگیرید
هر روز حدود یک ساعت به استراحت فکری اختصاص دهید در سکوت به تنهایی پناه ببرید و افکار خود را روی هدفی که دنبال می کنید متمرکز کنید .
شما که طرفدار پرورش شخصی هستید می دانید که وسیله اساسی عمل شما انجام تلاشهای سنجیده توسط خودتان است .
اگاهی خود مطالعات خود تصمیمها و هدفهای خود را پنهان نگاه دارید .اگر افکار مسلطی را که در خود پرورش می دهید اشکار سازید و بگذارید دیگران انها را در یابند یا حدس بزنند بخش مهمی از قدرت خود را از دست خواهید داد.
به طور کلی:
هرگز کنترل و مهار تکانشها و انگیزه های عاطفی خود را از دست ندهید

اکنون ترتیب کار خود را داده اید هر روز در زمانی معین به تنهایی در کنار یادداشتهای خود بنشینید عضلات خود را شل کنید و به تجسم داده های مسئله ای که باید حل کنید بپردازید انچه می خواهید به دست اورید انگیزه ها ی شخصی شما که هدف مورد نظر شما را دنبال می کنند .

سرانجام موانع موجود یا در حال ظهور که باید بر انها غلبه کنید تا به هدف خود برسید .

سپس خود را مجسم کنید که در حال سازش دادن خویش با این تجویزها هستید و تصمیم بگیرید به مشاهده انها بپردازید .

قوه تخیل خود را بکار بگیرید و دقیقا انچه می خواهید تجسم کنید .به خود بگویید می خواهم به ارامشی پایدار دست یابم ایا جنبه ظاهری چهره .نگرش .گفتار.کردار و رفتار شخصی را که دائما ارام است تجسم می کنید؟تصور کنید خودتان قبلا به ارامشی دست یافته اید که هیچ چیز نمی تواند ان را مختل کند در تخیل خود یک روز کامل را چنان بسر ببرید و زندگی کنید که اگر ارامش کامل داشتید چنان بودید سپس از خود بپرسید :در چه لحظات تحت تاثیر چه عواملی و در چه اوضاع و احوالی ارامش خود را از دست داده ام ؟سپس به تجسم بازگشت این لحظات و این اوضاع و احوال بپردازید و سعی کنید ارامش خود را حفظ کنید و رضایت خاطر  و لذت درونی را که از ان می برید احساس کنید این همان تلقین به نفس موثر است

حدود یک ماه کار هر روزه لازم است تا مهارت و تسلط کافی بدست اید

با این روش ریشه ایجاد سرنوشتی جدید را ایجاد خواهید کرد.در این مدت خود را به تنهایی .مراقبه و مینش که پایه تسلط ذهنی است عادت می دهید در درجه دوم اعتماد به نفس خویش را به نحو قابل ملاحظه ای می افزایید سپس وقتی برخی نتایج حاصل شد رضایت خاطر شدیدا بر انگیزنده ای که حاصل می شود احساس شما را تقویت خواهد کرد .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

هدف شما چیست؟

این نخستین پرسشی است که که باید برای خود مطرح کنید . ایا هدف از بین بردن یک نقص یک ضعف است؟ ایا کسب یک یا چند صفتی است که امتیازهای انها برای شما جالب است ؟ ایا می خواهید نفوذ شخصیتتان را به طور کلی یا روی یک فرد خاص پرورش دهید ؟ ایا هدفتان تغییر شرایط کنونی زندگیتان است ؟ ایا می خواهید به پست و مقام خاصی نایل ایید؟ ایا می خواهید در زمینه هنری یا ورزشی و یا علمی و غیره بر جسته شوید؟ با قلم سیاه بر روی کاغذ سفید انچه می خواهید در خود از بین ببرید و انچه می خواهید بدست اورید یادداشت کنید این کاری ساده و نقطه اغازی برای حرکتی دقیق است. حال تاکید می کنم این فهرست را با دلایل منطقی و انگیزه هایی که برای کسب نتیجه دارید تکمیل کنید دقت کنید که دلایل شما محکم و مطمئن باشند تا بهانه ای برای تغییر انها نداشته باشید. اهدافی را که انتخاب می کنید باید با هم هماهنگی داشته و متزاد ها را هماهنگ کنید . همه اینها باید از سوی شما به صورت نوشته و مخفی انجام گیرد و هیچکس از ان مطلع نشود اما خودتان دائما ان را بخوانید و شکل و داده های انها را بهبود و تکمیل نمایید وقتی به این کار کوچک می پردازید متوجه مقاومتی کما بیش در ضمیر ناهشیارتان خواهید شد .این مقاومت را در هم بشکنیدو انچه را تصمیم گرفته اید اجرا کنیدضمیر ناخود اگاه شما از هر گونه قطع عادت خویش هراس دارد اگر او را مجبور کنید خود را با کاری نو سازش دهد مخالفت خواهد کرد اما شما تسلیم نشوید خوب تجسم کنید چه چیزی را می خواهید و چرا می خواهید ضمیر نا خوداگاه شما کمین کرده و این فکر را در شما ایجاد می کند که نوشتن بیهوده است .این هم دامی دیگری است از اهریمن بی جنبشی !!!!!!!!!!! بنابر این مقاصد و انگیزه های خود را بنویسیدو بی درنگ پس از ان انرژی پایداری شما چنان اشکارا افزایش خواهد یافت که احساس اسودگی واقعی خواهید کرد .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

چشمان خود را ببندید و احساس کنید که در محیط مدرسه و در کلاس درس هستید معلم در حالی که  بر روی تخته سیاه می نویسد و توضیح می دهد ناکهان صدای مهیب و نا بهنجاری توجه همه را به خود جلب میکند و تکان غیر قابل کنترلی در بدن  همه منعکس شده حال پس از بررسی مو ضوع وضعیت ارام شده و شاگردان به محل کلاس برگشته اند معلم درس خود را ادامه میدهد.اماذهن  شاگردان در مورد حادثه کنجکاوی میکند. 

ایا شاگردان می توانند ادامه درس را با تمرکز کافی دنبال کنند ؟

جواب منفی است چون ذهن انهانمی تواند همزمان  بر دو موضوع مختلف تمرکز داشته باشد و انها نمی توانند بیاموزند مگر انکه با نیرویی مسلط و با اراده ای راسخ  خود را بر یادگیری مشتاق کنند.

 هدف اساسی و حیاتی خود را در راس همه قرار دهیدو همانند ستاره ای نورانی در اسمان لا یتناهی حوادث دنبال کنید و از مه الودگیهاو تاریکی و روشنی ان مهراسید و  از انجام اعمالی که شما را از رسیدن به ان باز می دارد خود داری کنید  

 هدفهای شما نباید مغایرتی با هم داشته باشند و مانع یکدیگر شوند.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

همانطور که قبلا اشاره شدنیرو و انرژی از امیال و نفرتها و همچنین ترس و به طور کلی از احساسات مختلف ما بوجود می ایندمحل ذخیره  نیروی روانی هر چه توانا تر باشد کارایی و قدرت ان بیشتر است افزایش و تقویت چنین منبعی نیاز به تقویت اراده و اسرار در انجام عملی است که با تعقل و بررسیهای قبلی مشخص شده است

چنانچه هر گاه با بعد از مدتی که در حال انجام عملی هستید دچار خستگی و افسردگی میشوید روبرو شدید علت ان را در ضعف منبع ان جستجو کنید

رفع چنین مشکلی باید با تقویت صبر و استقامت که از سستی اراده ناشی میگردد جستجو کنید نیاز به نیروی جدید دارید دست نگهدارید برای مدتی کوتاه دست نگهدارید به موضوع یک روز فکر نکنید و هیچ اقدامی نکنید .

به محض اینکه احساس کردید که مایل به انجام مجدد ان کار هستید به بررسی دوباره بپردازیدو ادامه دهید.

درد دل کردن وابراز احساسات که از نظر روانشناسی مثبت ارز یابی شده است در مانیتیسم شخصی ماکوس عمل میکند زیرا اولی نیروی ان را کاهش می دهد و دومی افزایش میدهد

به شرطی که شخص دچار افسردگی های طولانی و یا ناراحتیهای روانی نباشد.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  |