






امید وارم که شما دوستان عزیز هم به کوهنوردی و کوهپیمایی بروید .







امید وارم که شما دوستان عزیز هم به کوهنوردی و کوهپیمایی بروید .
نه !
کاری به کار عشق ندارم
من هیچ چیز و هیچ کس را دیگر
در این زمانه دوست ندارم
انگار
این روزگار چشم ندارد من و تو را
یک روز خوشحال و بی ملال ببیند
زیرا هر چیز و هر کس
که دوست تر بداری
حتی اگر یک نخ سیگار یا زهر مار باشد
از تو دریغ میکند
پس با همه وجودم خود را زدم به مردن
تا روزگار دیگر کاری به کار من نداشته باشد
این شعر را هم نا گفته میگذارم ....
تا روزگار بو نبرد ....
گفتم که ...
کاری به کار عشق ندارم !
قیصر امین پور
اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست.
همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست.

برای اونیکه دل شکسته .....
تورابه دادگاه خواهندکشید ...
شاید به حبس ابد محکوم شوی .
جزییات جنایتت مشخص نیست اما اثر انگشتت رابرروی قلبی شکسته یافته اند.
اگر دوستانی هستند که میخواهند از هر نوع پسورد ویندوز ایکس پی و
ویستا عبور کنند با من تماس بگیرند .

صد در صد عملی و تست شده .
(فروش و آموزش نرم افزار ۵۰۰۰ تومان)
نگه داشتن تایمر ISP برای زیاد شدن اكانت.
برای اینکه از اکانت خود بیشتر یا برای خمیشه مصرف کنین همراه من
باشین.
اول فایل System.ini را در سیستم خود سرچ کنین.
و بعد کامل نوشته های داخل آن را پاک کنید و این را کپی کنین توی اون
و سیو کنین. در ویندوز ایکس پی.
; for 16-bit app support
[drivers]
wave=mmdrv.dll
timer=timer.drv
[mci]
[driver32]
[386enh
Com0@00 Irq0000@0 Buffer=1024
@ number = ( 3,1,4,1,5,9)
@ letters = ( " this", " is ", "a" , "test" )
$word , $ anther - word - ) = ( " one " , "two" )
woafont=dosapp.FON]
woafont=dosapp.FON
EGA80WOA.FON=EGA80850.FON
EGA40WOA.FON=EGA40850.FON
CGA80WOA.FON=CGA80850.FON
CGA40WOA.FON=CGA40850.FON
اگر مشکلی داشتید با من تماس بگیرید.
يه برنامه بسيار جالب که ليست آيدي رو بهبش ميدين همه رو براتون add مي کنه و امکان ديگه اي که داره اينکه که مي تونيد ليست يک آيدي رو به آيدي ديگه منتقل کنيد!! يعني با دادن پسورد آيدي قديمي و آيدي جديد ليست Add قديمي رو به ليست هي دي جديد اضافه کني.

دوستان تک فنر
در این پست تصمیم دارم شما رو با یک ترفند آشنا کنم که با استفاده از آن میتوانید دوستان خود را به راحتی سرگرم کنید!
ترفندی که بیل گیتس و تمامی مهندسین مایکروسافت نیز نتوانستند برای آن دلیلی پیدا کنند. خودتان می توانید امتحان کنید...!
پس برای این کار کافی است یک پوشه جدید ایجاد کنید (راست کلیک کنید و از New بر روی Folder کلیک کنید).
سپس برای نام آن عبارت con را تایپ کنید.
نکته جالب این موضوع اینجاست!
شما و هیچ کس دیگر نمیتواند فولدری با نام con ایجاد کند!
این مورد در مورد دو عبارت aux و nul نیز صدق میکند.
پس دست به کار شوید ، شاید بالاخره توانستید چنین کاری بکنید...!
Private Character Editor :
Name farman : Eudcedit
Tozihat : tarahiye font
iExpress :
Name farman : iexpress
Tozihat : tarahiye installer
Dr.Watson :
Name farman : drwtsn32
Tozihat : rafe khata dar windows
Media Player 5.1 :
Name farman : mplay32
Tozihat : windows media player 5.1
موتور جستجوی کول (cuil.com ) توسط گروهی از مهندسین سابق شرکت گوگل راه اندازی شد و اولین روز خود را پشت سر گذاشت.
در حال حاضر کول بزرگترین موتور جستجو از نظر تعداد صفحات قابل جستجوی وب (سه برابر گوگل و ده برابر میکروسافت) می باشد و بخش بزرگی از وب پنهان را جستجو می کند.
توضیحات بیشتر را در خود سایت ببینید.
گوگل سرانجام مرورگر جديدش را تحت عنوان كروم معرفي كرد اما همچنان كه پيش بيني ميشد اين مرورگر از طريق آي پي هاي ايراني اصلا قابل دانلود نيست و چون دانلود اين نرم افزار در دو بخش صورت مي گيرد حتي اگر فايل نخست را از طريق سايتهاي فايل شيرينگ يا دوستانتان بيابيد باز هم فايل بزرگتر بعدي دانلود نخواهد شد. بنابراين بهترين راه استفاده از نرمافزارهايي است كه آي پي شما را تغيير ميدهند.( مثل فيلترشكن ها) .
دور نيست روزي كه به همراه سهام عدالت و يارانه بين مردم VPN هم توزيع كنند تا بتونيم از تحريمهاي اينترنتي عبور كنيم.
نخستين عكسها از موبايل جديد اچ تي سي تحت عنوان Dream كه قرار است به زودي با سيستم عامل
آندرويد گوگل به بازار ارايه شود.
قویترین ضد ویروس سال

به گزارش سایت http://www.av-comparatives.org (مرجع معتبر و مستقل در مقایسه و آزمونگیری از برنامههای ضدویروس) وضعیت و قدرت نرمافزارهای ضدویروس شرکتکننده در آزمون پیشگیرانه
(ProActive Detection) در ماه مه 2007 اعلام شد.
در این گزارش هیچ یک از شرکتکنندهها به غیر از ESET Nod32 قادر به کسب گواهینامه Advanced+ (فوق پیشرفته) نشدهاند. در این آزمون مجموعاً 17 شرکت سازنده نرمافزار امنیتی (که همگی آنها از نرم افزارهای معروف و شناخته شده هستند) شرکت کردهاند.
هدف از این آزمون محک زدن قدرت نرمافزارهای ضدویروس در شناسایی ویروسهای ناشناخته و جدیدی است که روزانه با گذر از سد نرمافزارهای ضدویروس، سیستمهای زیادی را آلوده میکنند و سبب از بین رفتن اطلاعات باارزش کاربران در سراسر دنیا میشوند. به همین دلیل شرکتهای سازنده نرمافزارهای ضدویروس با ایجاد سیستم هوش مصنوعی و به عبارتی دیگر سیستم پیشگیرانه اقدام به جلوگیری از تهدیدات ناشناخته میکنند.
در این آزمون تمامی نرم افزارها به مدت سه ماه به روز نمیشوند و در اصطلاح پایگاه شناسه ویروس (Virus Database Signature) آنها به سه ماه گذشته تعلق دارد. سپس آزمون گیرندهها انواع نرمافزارهای آلوده به ویروسهای جدید و نرمافزارهای غیرآلوده را با هر نرمافزار ضدویروس بطور جداگانه امتحان میکنند تا میزان شناسایی و یا خطا در شناسایی نادرست (False Positive Error) که منجر به آلوده اعلام کردن نرمافزارهای غیرویروسی میشود را بررسی کنند.
متاسفانه تعدادی از نرمافزارهایی که بسیار شناخته شده و مورد اعتماد کاربران هستند، نتایج دور از انتظاری را کسب کردهاند. بطور مثال سیمانتک که سازنده Norton Antivirus است و مک آفی (McAfee) فقط قادر به شناسایی 24 درصد از ویروسهای ناشناخته شدهاند، کاسپرسکی (Kaspersky) که از دیگر مدعیان است فقط توانست 9 درصد وBitdefender ،48درصد از تهدیدات ناشناخته را شناسایی کند.
شایان ذکر است که بیتدیفندر در این آزمون خطاهای بسیار زیادی در شناسایی نرمافزارهای غیرآلوده داشت و سرعت اسکنر آن فوق العاده پایین ارزیابی شد. حال آن که Nod32 با کمترین میزان خطا، بالاترین سرعت در اسکن و کشف 68 درصد ویروسهای جدید باعث شگفتی همگان شد و به تنهایی قادر به کسب بالاترین گواهینامه سایت Av-Comparatives شد. ضمن آن که این محصول به عنوان بهترین نرم افزار ضدویروس در سال 2006 نیز برگزیده شده بود.
حملات ویروسی باعث ایجاد خسارتهای مالی فراوانی میشوند. هدف اصلی این حملات ویروسی، اطلاعات بسیار مهم و با ارزش كاربران است. با توجه به این واقعیت افزایش نرخ رشد كدهای مخرب، موضوع دور از انتظاری نیست. در سال 2005 ویروسها نرخ رشد بسیار فزاینده ای داشته است.
با توجه به اسناد و مدارك شركتهای سازنده آنتی ویروسها میانگین تعداد ویروسهای شناسایی شده به صورت ماهیانه تا آخر سال 200۸ به 6560 عدد رسیده است و همچنین رشد سالانه به 120 رسید كه نسبت به رشد 95 درصدی سال قبل افزایش چشمگیری داشته است.
* باران يادگار توست ... خاطره نمناکی نگاه من است
باران اشک آسمان است ... همانروزی که باريد و مرا از
وداع خبر داد ... از آينده های بی تو بودن ... از حسرت!
ليکن من آنقدر غرق در تو بودم که آسمان رااز ياد
برده بودم ... نه تنها آسمان که تمامی دنيا را!
باران ... دگر بار آمد و رفت ...
و افسوس که اينبار تنها من بودم ودل ... در حسرت تو
که بر چشمانم لبخندزنی و گويی:
ـــ باز هم چترت را فراموشش کرده ای؟
و من آرام گويم:
ـــ دستان تورا که دارم! باکی نيست!
و امروز تنها در آستانه پنجره ها با آسمان نجوا کردم :
بارون رو دوست دارم هنوز ...... چون تورو يادم مياره *
تا کنون از ارواح زیادی در مورد چگونگی مرگ و حیات پس از ان سوالات بسیاری شده که درصد زیادی از آنان مرگ وزمان مردن و رسیدن به عوامل یا جهانهای روحی را با تعغیرات بسیار جزئی به طوری که نتیجه گفتار آنان یکسان بودهشرح داده اند و گفته های یکایک آنان را که از طریق روشهای گوناگون تماس مانند الهامی - حلولی - کتابت یا گردونه دوار ویا به شکل تجسدی و ... بیان کرده اند
میتوان چنین جمع بندی نمود
بدن بشر به وسیله سیاله های حیاتی به جسم اثیری و روح وصل شده که این سیاله ها ممکن است گاهی تا میلیون ها کیلومتر بدون اینکه از جسم مادی کاملا جدا شوند امتداد یابند
در زمان قبل از مرگ طبیعی تعدادی از این سیاله ها به ترتیب توان حیاتی خود را از دست می دهند وبتدریج از بدن جدا می شوند و پس از جدایی کامل از جسم به تنپوش متصل و جزئی از آن می گردند و نیروی از دست رفته خود را پس از جذب کاملبه جسم اثیری باز می یابند
پس از جدائی کامل رشته های حیات از بدن از آن زمان است که مرگ کامل فرا می رسد و از این موقع به بعد جسم مادی رو به خرابی و فساد می رود
لحظه ای که جدایی کامل رشته های نقره ای تنپوش از بدن فرا رسید زمانی است که روح وتنپوش توانسته اند به طور کامل از جسم مادی جدا شوند که در این زمان سلولهای بدن از فعالیت های حیاتی باز می ایستند و کلیه حرکات آن مانند ضربان قلب و کار ریه و ... قطع می شود و بدن نیز سرد می گردد
گاهی اوقات در زمان مرگ برخی افراد مشاهده می شود که جسم و روح آمادگی جدا شدن از هم را ندارند زیرا در این حالت تمام رشته های نقرهای حیات از بدن پاره نشده اند و در این حالت وابستگی کامل جسم وروح مشخص می شود زیرا آنها نمی خواهند دیگری را تنها بگذارند و این عمل اغلب منجر به خستگی فراوان روح و جسم در آخرین لحظات زندگی مادی افراد می شود که در چنین شرایطی مشاهده می شود که فردی ساعت و روزها بدون حرکت در بستر افتاده و در حال جان کندن است ولی آثار حیات هنوز در وجودش به چشم می خورد و در نهایت پس از مدتی کلیه اتصالات رشته های نقره ای تن پوش از جسم پاره می شود در این جدا سازی نزدیکان و دوستان وی که در زمان حیات خود با وی دارای تجانس روحی بوده اند و قبل از او به عوامل روحی پیوسته اند به روح آن شخص کمک کرده و با کمک روح راهنما و ... کلیه رشته های حیات را از جسم وی خدا می کنند تا مرگ فرا رسد
از این زمان به بعد است که کلیه حرکات و اعمال . ظواهر حیات در بشر قطع می شوند و روح شخص از فرط خستگی زمان طولانی گسیختن رشته های نقره ای حیات به آرامش فرو می رود و این حالت را می توان زمان بی خبری ارواح نامید که البته این زمان کوتاه است ولی در بعضی مواقع دیده می شود که این زمان تا پوسیدگی کامل جسم مادی ادامه می یابد و در چنین حالتی پی از پوسیدگی کامل جسم مادی . روح آخرین علاقه و کنش های حیات مادی را از جسم جدا کرده و نا گزیر جسم را ترک می نماید
باید توجه داشت که تماس با ارواح نشان می دهد که آنان از افراد زنده عالم خاکی به مراتب به ما نزدیکتر بودهو هر زمانی که بخواهیم می توانیم با آنان در تماس باشیم و ارواح با روی گشاده به نزد ما می آیند و با ما گفتگو می نمایند چون زندگی مادی خارج از وجود روح نیست و این روح قادر به انجام اعمال و افعال خاصی می باشد و در زمان آزاد شدن از جسم صاحب قدرت بیشتری می باشد
ارواح پس از جدائی کامل از بدن مایل هستند که با نزدیکان . عزیزان خود تماس هایی را برقرار کنند ولی اغلب آنها در بر قراری این نوع تماس ها موفق نمی شوند و در نهایت از تلاش خود خسته می شوند و از آنان دور می گردند
اگر مردم از وجود ارواح آگاهی داشته باشند و روش تماس با آنها را بدانند از آن پس می توانند به سادگی با در گذشتگان خود در تماس باشند
ارواحی که به سادگی توانسته اند جسم را رها کنند و به عالم روحی سفر کنند از همان لحظه جدائی جسم و روح در صورت موافقت روح می توان با آنان تماس گرفت ولی چنانچه روحی پس از مرگ نتواند وابستگی های حیات را کاملا از خود جدا سازد تا زمان جدائی کامل وی از ماده نمی توان با روح تماس برقرار کرد
در بعضی مواقع دیده شده است فردی از نظر پزشکی کاملا مرده است ولی با سرسختی و مقاومت روح کلیه الیاف و رشته های حیات مجددا از تنپوس به جسم مادی وصل شده وحیات مادی مجددا شکل می گیرد چون بعضی مواقع مشاهده شده که اجساد مردگان در گور یا محل دیگری زنده شده است
اکثر ارواح تا مدت ها پس از مرگ جسم مادی در نزد عزیزان یا وابستگان خود باقی می مانند و در میان آنان زندگی می کنند به طوری که اگر فرد روشن بینی در جمع آن خوانواده باشد در شرایط خاصی می تواند آنان را مشاهده کند
در جسم مادی و اثیری بشذ مراکز قدرتمندی وجود دارد که برخی از آنان امواجی از جود صاطع می کنند که نوع و مقدار آن در افراد بشر متفاوت است ودر زمان بر قراری تماسها معمولا ارواح به سوی گروه خاصی از این امواج کشیده و جذب می شوند .این امواج مربوط به کسانی است که قدرت مدیومی بیشتری نسبت به سایرین دارند و وجود این نیرو در هیچ یک از افراد بشر به صفر نمی رسد.
افراد نادری نیز وجود دارند که به این نیرو ها پی برده اند به طوری کهبه راحتی می توانند به راحتی جسم خود را در یک محل رها کرده و مرزهای جهان را در نوردند که گاهی این عمل را خود مدیوم انجام می دهد گاهی توسط افراد دیگر انجام می پزیرد
از روحی درباره چگونگی زمان مرگ سوال شد و او در پاسخ گفت
زمان مرگ بسیار زیبا و ملکوتی است و هر یک از ارواح آن را به نحوی حس کرده اند ولی من در زمان مرگ مدتی در بی خبری بودم که نا گاه متوجه شدم مانند دانه که از غلاف خود خارج می شود من هم از جسم به صورت روپوش بیرون می آیم گویی تا آن زمان در داخل کیسه ای سر بسته قرار داشته ام که روی آن کیسه بارهای زیاد و سنگینی بود ولی من به آسانی و بدون کوچکترین سنگینی و درد از داخل آن به صورت غلافی خارج شدم و به همان نسبت هم هر چه بیشتر از جسم خود بیرون می آمدم بیشتر احساس لذت می کردم
پس از جدا شدن مشاهده کردم که شخص دیگری درست شبیه من در اتاق خوابیده و تا به حال سنگینی او نمی گذاشت تا از زیر آن بارها رها شوم. زمانی که از او جدا شدم به گوشه ای رفتم و به آن کالبد هیولایی خود نگریستم و فورا از او دور شدم چون وحشت داشتم که مبادا مجددا گرفتار عذاب آن گردم
از روحی دیگر درباره چگونگی زمان مرگ سوال شد و او در پاسخ گفت
پس از رهایی از جسم مادی با گروهی از خویشان که به دیدن من آمده بودند به سوی محلی جذب شدم که قبلا هیچ اطلاعی از آن نداشتم در بین راه سفر به عالم جدید با خویشان و دوستانی بر می خوردم و از ایشان می گذشتم پس از اندک زمانی به محلی رسیدم که بسیار پر شکوه ودیدنی بود و در آنجا همه چیز وجود داشت پس از گذشت زمانی کوتاه برای بدست آوردن و تهیه کایه وسایل مورد نیاز زندگی فردی و... مجاز گشتم و به راحتی می توانستم تمام خواسته های خود را بدست آورم
از روحی دیگر درباره چگونگی زمان مرگ سوال شد و او در پاسخ گفت
قبل از مرگ مدتی بیمار بودم و از درد جسمانی رنج فراوان می کشیدم . یک روزحس کردم که درد من کمتر شده به طوری که رغته رفته کلیه درد و رنجهای موجود از وجودم دور شد . چند روزی را به همین حالت و بدون احساس نمودن کوچکترین درد یا ناراحتی گذراندم و پس از مدتی در وجود خود کوچکترین حرکتی را نیز حس نمی کردم و بدنم از نک انگشتان شروع به سرد شدن کرد سرمایی شدید و سخت بود که به تدریج رو بهبالا تنه بدنم می آمد .این سرما را تا نزدیکی گردن احساس کردم که ناگاه متوجه شدم بدنم با حرارتی زیاد از درون به حرکت در آمد و گرمای تنم به تدریج از سرما خارج می گردد و در این حالت جسم خودم را کاملا از سرما بیرون کشیدم و از آن کوه یخی نجات پیدا کردم . در این لحظه همه چیز آرام و ساکت شده بود و دیگران را می دیدم که اطراف جسم سرد من در حرکت هستند ولی کسی آن را لمس نمی کرد .پس از مدتی آن را از منزل خارج کردند و چون از آن جسم متنفر بودم به دنبالش نرفتم تا اطلاعی از سرنوشت آن بدست آورم.مدتی در منزل بودم و کوشش کردم با همه افراد فامیل که در آنجا جمع بودند صحبت کنم ولی من هر چه می گفتم کسی توجهی به گفته های من نمی کرد لذا پی از مدتی تلاش در نهایت همراه برخی از دوستان و اقوام روحی به عالم روحی سفر کردیم
در برخی مرگ های ناگهانی که تنپوش و جسم به علت جدایی سریع جسم مادی از زمان وقوع آن اطلاعی ندارد حالت تشنج و تحریک سریعی در بدن به وجود می آید که در این صورت جان دادن بسیار شدیدی را به وجود می آورد. در این حالتتن پوش و جسم از بروز این واقعه ناگهانی مضطرب شده و جهت رهایی و پاره کردن رشته های نقره ای حیات تلاش فراوانی را می کنند تا در نهایت رشته ها پاره شده به تنپوش متصل شوند. در این نوع مرگ ها تا مدت زیادی آن روح جسم خود را به طور کامل ترک نمی کند و زمانی با آن می ماند و تلاش بسیاری می کند که مجددا به جسم وارد شود ولی تمام این اعمال و تلاش ها بی نتیجه است . زمانی که جسم را متلاشی شده می بیند آنگاه برای همیشه از آن دست بر می دارد و برای گذران زندگی خاویدان خود به جهان روحی خواهد شتافت.
چه تعریفی می توان از ارواح کرد؟
می توان گفت که ارواح موجودات هوشمند آفرینش هستند. آنها جهان را خارج از دنیای مادی پر کرده اند.
یادداشت:کلمه روح در اینجا برای تعیین فردیت موجودات فوق مادی بکار می رود و عنصر هوشمند جهانی نیست.
آیا ارواح موجوداتی مستقل از خداوند هستند یا ناشی از خداوند و یا جزئی از او هستند و به همین خاطر پسران یا فرزندان خداوند نامیده می شوند؟
خدای من, این کار اوست , دقیقا مانند انسانی که یک ماشین را می سازد این ماشین کار بشر است و کار خدا نیست .می دانید که وقتی انسان چیزی خوش نما و مفید می سازد آن را فرزند خود و آفریده خود می نامد . خوب برای خداوند نیز چنین است ما فرزندان او هستیم زیرا مخلوق او هستیم.
آیا ارواح آغازی داشته اند یا همچون خداوند ازلی هستند؟
اگر ارواح آغازی نداشتند معادل خدا بودند , در حالی که آنها مخلوق خدا هستند و تابع اراده او می باشند . خدا ابدیت مطلق است , این غیر قابل بخث است اما اینکه بدانیم چه وقت و چگونه ما را آفریده است چیزی نمی دانیم. تو می توانی بگویی که ما بدون آغاز هستیم , اگر درک تو این باشد که خدا ابدی است او باید وقفه بیافریند اما چه وقت و چگونه هر کدام از ما آفریده شده ایم باز هم به تو می گویم که هیچکس آن را نمی داند , راز در اینجاست.
چون دو عنصر کلی در جهان وجود دارد : عنصر هوشمند و عنصر مادی , آیا می توان گفت که ارواح از عنصر هوشمند ساخته شده اند , همانطور که اجسام جامد از عناصر مادی ساخته شده اند؟
مسلما اینطور است , ارواح تفرید اصل هوشمند هستند.
آیا آفرینش ارواح متداوم است یا در پگاه زمان اتفاق افتاده است؟
دائمی است , یعنی خداوند حلق آنها را هرگز متوقف نکرده است.
آیا ارواح را بطور ارادی و اختیاری می سازند یا اینکه ارواح از ارواح دیگر ناشی می شوند؟
خدا آنها را می آفریند , مثل مخلوقات دیگر و با اراده خود , اما باز هم می گویم اصل آنها یک راز است.
آیا درست است که بگوییم ارواح غیر مادی هستند؟چطور می توان چیزی را تعریف کرد که برای آن زبان مقایسه نداریم و زبان ما قاصر است؟ آیا یک کور مادرزاد می تواند نور را تعریف کند؟ غیر مادی واژه مناسبی نیست , واژه بدون جسم بهتر است زیرا تو باید بفهمی که روح یک آفریده است و باید چیزی باشد آن یک ماده لطیف است , اما قابل مقایسه با شما و آنقدر اثیری و رقیق است که به حواس شما در نمی آید.
ما می گوییم که ارواح غیر مادی هستند زیرا جوهر آنها با آنچه که ما بنام ماده می شناسیم تفاوت دارد . ملت کور کلامی برای تعریف نور و اثرات آن ندارند . کور مادرزاد فکر می کند که بوسیله شنوایی , بویایی , چشایی و لمس کردن همه ادراکات را دارد او تصوراتی را که این حواس به او نمی دهند متوجه نمیشود . بهمین ترتیب برای درک جوهر موجودات فوق انسانی ما واقعا کور هستیم . ما نمی توانیم آنها را تعریف کنیم مگر بوسیله قیاس همیشه ناقص یا بوسیله تصور و خیال خود.(کاردک)
آیا ارواح پایانی هم دارند؟ اینطور فهمیده میشود که منشا اصلی آنها ابدیست اما آنچه را که ما می پرسیم این است که آیا فردیت آنها پایانی دارد و در یک زمان معین کم و بیش طولانی عنصر سازنده آنها از هم نمیپاشد و به جرم همانند جسم مادی بر نمی گردند؟ مشکل است بفهمیم که چیزی آغازی دارد و نتواند تمام بشود.؟
چیزهای بسیاری هستند که شما نمی فهمید , زیرا هوش شما محدود است واین دلیل نمی شود که آنها را رد کنیم , کودک آنچه را که پدرش می فهمد نمی فهمد و نسبت به آنچه که یک دانشمند درک می کند جاهل است . ما می گوییم که وجود ارواح پایانی ندارد , این همه آن چیزی است که اکنون می توانیم بگوییم.
آیا ارواح دنیایی مستقل و مجزا و خارج از آنچه که ما میبینیم می سازند؟
بله دنیای ارواح یا هوشهای فاقد بدن را بوجود می آورند.
کدامیک از این دو در سلسله مراتب اصلی تر واقع هستند, جهان روحی یا جهان مادی؟
جهان روحی , این جهان قبلا وجود داشته است و پس از آن نیز باقی می ماند.
آیا جهان مادی می تواند بدون تغییر جوهر دنیایی روحی وجود نداشته باشد یا هرگز پا به عرصه وجود نگذاشته باشد؟
بله آنها مستقل هستند , مع ذالک همبستگی آنها به یکدیگر مداوم است زیرا یکی بر دیگری لاینقطع اثر می گذارد.
آیا ارواح محدوده معین و مشخصی را در فضا اشقال می کنند؟
ارواح همه جا هستند , فضای نامتناهی تا بی نهایت مشخون ارواح است . بدون انقطاع در کنار شما هستند و شما را می بینند بدون آگاهی شما بر روی شما تاثیر می گذارند , زیرا ارواح قسمتی از نیروهای طبیعت هستند و وسیله ای هستند که خداوند آنها را برای تکمیل سرنوشتتان مورد استفاده قرار می دهد : جمیع ارواح همه جا نمی روند زیرا برای ارواح عقب مانده منطق ممنوعی وجود دارد.
اگه از مرگ میترسید اینو خوب بخونید .
در حالي از مرگ ميترسيم که حتي نميدانيم چيست.(سقراط)
مرگ پايان كبوتر نيست.
مرگ وارونه يك زنجره نيست.
مرگ در ذهن اقاقي جاري است.
مرگ در آب و هواي خوش انديشه نشيمن دارد.
مرگ در ذات شب دهكده از صبح سخن مي گويد.
مرگ با خوشه انگور مي آيد به دهان.
مرگ در حنجره سرخ گلو مي خواند.
مرگ مسئول قشنگي پر شاپرك است.
مرگ گاهي ريحان مي چيند.
مرگ گاهي ودكا مي نوشد.
گاه در سايه نشسته است به ما مي نگرد.
و همه مي دانيم
ريه هاي لذت , پر اكسيژن مرگ است.
(سهراب سپهري - صداي پاي آب)
دکتر ريموند مودي(دکتراي روانشناسي و فلسفه): اونها ميگن وقتي به اين منبع روشنايي رسيدن ارواح اقوام و دوستانشون به ملاقاتشون اومدن.
آن هورن(تجربه کننده ي مرگ تقريبي): من اونو عموي خودم ميدونستم ولي يادم مياد با خودم فکر کردم که من عمويي ندارم که شبيه اون باشه. اون لباس مرتبي پوشيده بود. يه چيزي مثل جليقه.
فرزاد قيصري پور(تجربه کننده ي مرگ تقريبي): من مادرم که چند سال پيش فوت کرده بودند رو ديدم و يکي از دوستانم که ايشون جاي پدر منو دارند. نقش يک راهنما داشتند تو زندگيم. ايشون رو هم اونجا ديدم.
اصلا با هم نه سلام عليک کرديم نه اين که همديگه رو بغل کنيم ببوسيم يا حال و احوال کنيم.
گفتم اينجا چقدر دوست داشتني و خوبه ، منم دوست دارم اينجا باشم.
اون جا جو خيلي صميمي و دوستانه بود. اصلا احساس قربت يا احساس ديگه اي نمي کردم.
بعد لباساشون هم عادي بود. با لباساي عادي. مادرم که با لباساي تو خونش. دوستمم خيلي لباس عادي اي تنش بود.
__________________________
فرزاد قيصري پور(تجربه کننده ي مرگ تقريبي): متوجه شدم که ما با هم از طريق زبون حرف نزديم. ما صدايي بينمون رد و بدل نشد. ولي ميفهميدم که چي ميگفتن و اونها هم ميفهميدن من چي ميگفتم.
دنيون برينکلي(تجربه کننده ي مرگ تقريبي): من فکر ميکنم اون موجود اسرار آميز از طريق نوعي ارتباط تلپاتي با من ارتباط برقرار ميکرد.
بتي جين ايدي(تجربه کننده ي مرگ تقريبي): ولي به محض اين که با اونا صحبت کردم يا اونا با من صحبت کردند متوجه شدم که ارتباط ما غير کلامي بود. نوعي ارتباط تلپاتي.
ولي اين درست نوع ارتباط ما رو بيان نميکنه. چون ما از طريق دل با هم ارتباط داشتيم ، نه با ذهن.
دکتر دايانا موريسي(تجربه کننده ي مرگ تقريبي): وقتي منو برگردوندند دوباره همون زني رو ديدم که در ابتداي تجربم با اون برخورد کرده بودم. همون زن بود که همش از من ميپرسيد " آيا تا به حال در چنين جايي با اين همه مهر و عشق بودي؟ " و من ميگفتم " نه ".
و البته کل اين صحبت ها به صورت نوعي تلپاتي رد و بدل ميشد.
و اون پرسيد " آيا تا به حال چنين جايي با اين همه شور و شعف و سعادت رو تجربه کرده بودي؟
و البته بايد بگم هر کدوم از کلماتي که اون ميگفت به اندازه ي هزار صفت و قيد ما معنا داشت.
و من در پاسخ به تمام سوالاتش فقط ميگفتم " نه ".
ما پيش از آن که سخن گفتن را بياموزيم ، با استفاده از نوعي قدرت روحي با ديگران تماس برقرار ميکرديم و تجربه ي نزديک مرگ در واقع احيا گر آن قدرت در ماست. (زيگموند فرويد)
__________________________
ماري اي پولاک(تجربه کننده ي مرگ تقريبي): من نميدونم اون کلمه چي بود. ميدونم يک کلمه بود. مثل يک کلمه ي رمز.
به محض اين که اونو به زبون اوردم ديگه نسبت به همه چيز آگاه بودم. و جوابي که از اونا دريافت کردم به شکل تلپاتي بود. پيام اونها اين بود "تو بايد اينو به خاطر خودت ياد ميگرفتي".
من همه چيز رو ميدونستم. ميدونستم چرا آسمون آبيه. اسرار زندگي رو ميدونستم و همه چيز رو.
دکتر دايانا موريسي(تجربه کننده ي مرگ تقريبي): يادم مياد که شبيه يه چنين حسي بود. که انگار يک نفر بتونه تمام کتاب هايي رو که از ازل نوشتن تا ابد رو بخونه. کلمه به کلمه ي اون رو بخونه و با دلش اونا رو جذب کنه. تمام آگاهي اونا رو جذب کنه. و کل اين دانش در مقابل اون علمي که در آن نور جريان داشت همچون سر سوزني جلوه ميکرد.
ديويد بايبر(تجربه کننده ي مرگ تقريبي): پاسخ همه چيز اونجا بود. من احساس نگراني نسبت به هيچ چيز نداشتم. چون همه ي جوابا رو ميدونستم.
جو گراچي(تجربه کننده ي مرگ تقريبي): اونجا تو همه چيز رو ميدوني. همه ي علم رو ميدوني. همه چيز بخشي از وجودته.
دنيون برينکلي(تجربه کننده ي مرگ تقريبي): اونجا علم مثل هوا در دسترس بود.
اصلا نترسید در تمام لحظات یاسین با شماست ....!