تبليغاتX
بالسا

بالسا

 

پدر بزرگ من همیشه برای پدرم تعریف می کرده که

روزی در روستایشان از محلی عبور می کرده که صدای

رقص و اواز و پایکوبی را می شنود وقتی به سمت

محل صدا می رود می بیند که حدود سی وچهل نفر که

هیچگونه شباهتی به افراد روستا ندارند مشغول برگزاری

 جشن هستند وقتی کمی به آنها دقت می کند می بیند

که آنها دارای سم هستند و مطمئن می شود که آنها جن هستند .

 جنها که پدر بزرگ مرا دیده بودند او را دعوت

می کنند که در جشن آنها شرکت کند که ایشون با عذر خواستن

 و بهانه آوردن از آن محل دور شده بود.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

جن ها حدود هفت هزار سال پیش از آدمیان آفریده شدند .

جن ها همچون انسان ها مرد وزن دارند و تولید مثل

می کنند جن ها همچون انسان ها دارای اختیار هستند

 و انبیا را قبول دارند عده ای مسلمان و عده ای یهودی و

مسیحی و حتی کافر نیز هستند غذای دسته ای از جن ها

باز مانده غذای انسان و استخوان است جن ها قدرت

طی الارض دارند و می توانند در آن واحد از یک طرف زمین

به طرف دیگر زمین بروند جن ها مثل ما حتی

می خوابند و بهشت و جهنم نیز دارند. وقتی بسمه الله گفته شود

 جن های کافر از انسان دور شده و دیگر آسیبی

به انسان نمی رسانند. در بلوچستان جن ها را شبیه انسان ولی

 با قدی کوتاهتر و پوشیده از موهای زرد ظریف

دیده اند که شیار چشمان آنها عمودی و پاهای آنها مثل

چهار پایان سم دارد این موجودات شبیه انسانها هستند

که در همه جا وجود دارند و در شب ها فعالیت آنها بیشتر است

 ریختن آب جوش و نجاسات شاید باعث انتقام

گیری آنها شود.

اینکه راسته یا دروغ به درک شما بستگی داره .

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

هر وقت برای عکس گرفتن ژست گرفتین احتمال حضور روح  را هم در عکس بدهید این عکس را بسیاری از خبرگذاریهای معتبر دنیا تایید کرده اند

هر وقت برای گرفتن عکس آماده شدین احتمال آماه شدن یک روح رو هم برای گرفتن

عکس بدین . این عکس توسط معتبر ترین خبر گذاریهای دنیا تائید شده است.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

جن و پری را نمی‌توان به این آسانیها توصیف کرد. آنها در مقایسه با انسانها ، موجوداتی متفاوت هستند. موجودانی ظریف و کوچک و بالدار یا موجوداتی شریر که از راههای مختلف به مردن نارو می‌زنند. در این مورد تفسیر و توضیح بسیار متنوع و زیاد مستند است . از نظر عده‌ای پریان فقط در داستانهای شاه‌پریان وجود دارند اما تحقیقات نشان می‌دهد در اواخر قرن بیستم نیز بسیاری از مردم هنوز آنها را می‌بینند و نمی‌توانند وجودشان را ندیده بگیرند. کسانی که تصور می‌کنند وجود اجنه و پریان خرافات و تمسخرآمیز است ، وقتی گزارشهای دست اول را در مورد موجود بودن آنها می‌خوانند ، تعجب می‌کنند.
این موجودات سحرآمیز حقایقی جالب را ارائه می‌دهند:
- اطلاعات متحیر کننده در مورد بشقاب‌پرنده
- قدرت درمانگری جن و پری
- گزارش شاهدان در مورد اجنه و پریان
- پاتق‌های پریان در انگلیس وایرلند که می‌توان از آنها دیدن کرد
-حقایق شگفت‌ موجودات اجنه و پریان در دنیای امروزی
- اجنه چه کسانی هستند؟
- کجا می‌توان آنها را پیدا کرد؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

وقتی لوئیز جاکولیه قاضی و حقوقدان بر جسته فرانسوی در اوایل ۱۸۶۰ به هند رفت،شخصی بود با افکار ازاد و به دور از جزمیت،اما یک روز پیشخدمتش اعلام کرد که یک جوکی (مرتاض)هندی قصد ملاقات با او را دارد،کنجکاوی بر او غلبه کرد و تصمیم به ملاقات مرد گرفت.جاکولیه گفت و گو را چنین اغاز کرد که جوکیها قادرند اشیا را بدون دست زدن به انها جابجا گنند.نیرویی که اکنون جنبش فراروانی خوانده می شود.جوکی که مرد لاغر و کوچک اندامی بود گفت که او شخصآ چندان قدرتی ندارد اما ارواح نیک به او کمک می کنند.مرد فرانسوی پرسید می تواند چشمه ای از کار انها را ببیند.جوکی قبول کرد و دستور داد هفت گلدان را با خاک پر کردند و ۷ تکه چوب به بلندی یک متر و هفت برگ پهن برای او بیاورند.او چوبها را به طور مستقیم در گلدانها گذاشت.و در مرکز هر برگ سوراخی درست کرد،بعد چوبها را از سوراخ برگها گذراند بطوریکه برگها سطح گلدانها را پوشاند.سپس از جا برخاست.دستها را بالای سر به هم قلاب کرد،دعا خواند و به حالت خلصه فرو رفت.جاکولیه احساس کرد نسیمی به صورتش خورد.ظرف ۱۰ دقیقه برگها به اهستگی از چوبها بالا امدند و بعد سر جای خود باز گشتند جاکولیه جلو رفت و برگها را امتحان کرد تا ببیند ایا حقه ای در کار نیست.اما هیچ حقه ای در کار نبود.او در میان جوکی و گلدان قرا گرفت پیشخدمتش را مامور کرد تا حقه جوکی را کشف کند اما چیزی دسگیرشان نشد.

دقایقی بعد جوکی به او گفت اگر می خواهد میتواند سوالی از ارواح بپرسد.جوکی لحظه ای بعد این پیام را به او داد:«الین برونر در۳ ژانویه ۱۸۹۶ در بورگن وایر مرده»جاکولیه از ارواح نام دوستش و تاریخ مرگ او را پرسیده بود.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

حالت خذبه می تواند پدیده های عجیبی به وجود اورد.ژوزف دسا در ۱۶۰۳ در ایتالیا متولد شد.

در کودکی،طفلی مریض و رنجور بود و در ۲۲ سالگی به فرقه ای مذهبی پیوست و به دلیل روزه داریهای طولانی و ریاضت کشی معروف شد.یک روز بعد از مراسم عشاء بناگاه به هوا بلند شد و بالای سر جمعیت به پرواز در امد و به بالای محراب رسید شعله های آتش به ردای او گرفت.از ان به بعد می توانست در هوا پرواز کند.اشخاص معتبری از جمله فیلسوف المانی،لایبنیتز،شهادت به پرواز او داده اند.بنابراین تردیدی در اعمال خارق العاده او نیست.یک قرن بعد از مرگش به او لقب ژوزف قدیس دادند.این نوع عمل و به حالت خلسه رفتن و سپس پرواز کردن را در علم امروزی تمکز حواس یا یوگا هم می نامند که کاملآ یک حالت تایید شده علمی است.این تمرکز باعث میشود که انسان بسیار از لحاظ روحی شاد و سبک شود و امروزه به صورت آموزشی در آمده.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

امانوئل سوئد نبرگ متولد ۱۶۸۸ در استکهلم یکی از رازوران معروف است که کارش را با ریاضیات آغاز کرد.او ساعت سازی و موسیقی هم می دانست و از علم مهندسی هم اطلاع کافی داشت.هنگام جنگ با دانمارک او توانست ۵ کشتی سنگین را داخل خشکی ۱۵ کیلومتر جابجا کند.

در ۱۷۴۴ وقتی ۵۶ ساله بود رویای عجیبی دید:بادی غرش کنان به صورتش وزید.بعد قدیسی بر او ظاهر شد و گفت:«بسار خوب،اغاز کن»از این زمان به بعد او گاه به حال خلسه می رفت و حالت مکاشفه به او دست میداد.کتاب او پر است از شرح سفرهایی که خود او مدعی است انجام داده است.قدرت نهان بینی او همه را دچار شگفتی می کرد.یک شب وقتی در گوتنبرگ میهمان بود و سر میز شام نشسته بود بناگاه رنگش پرید و در استکهلم،۲۵۰ مایل دورتر اتش سوزی بزرگی به وقوع پیوسته و خانه او هم در خطر است.تا دوساعت در حالت بر افروختگی بود بعد آسوده شد و گفت:«شکر خدا آتش مهار شد،در حالی که تا نزدیک خانه من رسیده بود»فردا نامه ای از استکهلم به دست او رسید که شرح اتش سوزی بود با ذکر دقیق جزئیات.

داستان جالبی از فشار فکری(تله پاتی)

شبی سوئدنبرگ به دعوت یکی از دوستانش به صرف شام وارد رستورانی شدند.سوئدنبرگ مقداری بی حوصله بود ولی نمی خواست دعوت دوستش رو رد کنه.بر سر میز که نشسته بودند ناگهان از چند میز پایین تر شخصی به طرف سوئدنبرگ میومد.سوئدنبرگ فورآ اون مرد رو شناخت که یکی از دوستان قدیمیش بود ولی چون مقداری کسل بود و اصلآ حوصله نداشت با نیروی فکری(تله پاتی)اون شخص رو مجبور کرد که سر جای اولش برگرده و به اون فهموند که من سوئدنبرگ نیستم ،من شبه اونم.وقتی اون مرد به طرف میزش رفت و نشست دوستانش ازش پرسیدند که کجا میرفته .مرد در جواب گفت :یک لحظه فکر کردم دوست قدیمیم سوئدنبرگ رو دیدم ولی اون خودش نبود شخصی بود که شباهتهایی به اون داشت

چگونگی کشف هیپنوتیزم به دست فرانتز آنتو مسمر:

در ۱۷۴۳ یکی از معروفترین پیشگامان علم که دانش امروزی به او دین بسیار دارد اما شهرت چندانی پیدا نکرد به نام فرانتز آنتون مسمر به دنیا آمد.او کاشف مسمریم که بعدها هیپنوتیزم نام گرفت بود.مسمر که والدینش سوئیسی بودند در دانشگاه وین درس خواند و رساله دکترایش را درباره تاثیر ستارگان بر سلامت انسان نوشت.او در ۴۰ سالگی به کشفی دست یافت که باعث شهرت او شد.بانوی انگلیسی ثروتمندی که از شهر وین می گذشت از او خواست چند تکه مغناطیسی به او بدهد.او اعتقاد داشت مغناطیسها دردهای معده او را ارام میکنند.مسمر نسبت به این موضوع کنجکاو شد.او فرضیه ای ارائه کرده بود مبنی بر انکه نیروی حیاتی در بدن باعث سلامتی یا بیماری می شود بسته به جریان یا انسداد نیروها.

مسمر از آهنربا برای معالجه بیماران خود استفاده کرد نتیجه به نظر او مثبت بود.بعدها وقتی در حال خون گرفتم از بیماری بود متوجه شد هر وقت نزدیک بیمار می آید خونریزی شدیدتر و هر وقت دور می شود خونریزی کمتر میشود.او به این نتیجه رسید که انسان هم ممکن است دارای نغناطیس باشد.

او تحقیقات خود را ادامه داد و بشکه مغناطیسی را اختراع کرد.بشکه ای پر از اب که از سر آن میله های فلزی سر خم بیرون می آمد.بیماران سر میله ها را می چسبیدند،موسیقی نواخته می شد،بیماران به حالت خلسه یا تشنج می رفتند و سر انجام بسیاری از انها معالجه می شدند.اطبا بر این نظر بودند که معالجات مسمر بر اثر تلقین بود و این تلقین (هیپنوتیزم فرد بیمار)در اینده توسط دانشمندان به هیپنوتیزم تغییر نام داده شد.

 

یک رویداد شگفت انگیز از قدرت تلپاتی (این رویداد در شوروی سابق اتفاق افتاد)

ولف مسینگ یکی از بزرگترین افراد دارای قدرت تلپاتی است.ولف مسینگ قادر به خواندن افکار دیگران،پیشگویی اینده و تحمیل اراده خود بر دیگران بود.در جنگ جهانی دوم او به سمت روسیه رفت و در انجا اقامت گزید.در روسیه استالین تصمیم گرفت قدرت روحی او را بیازماید.ازمایش مشگلی بود.مسینگ میباید بتواند به خانه ییلاقی استالین بدون برگ عبور وارد شود این محل توسط پلیس مخفی و محافظان به شدت محافظت می شد یکروز در حالی که استالین در دفتر کارش نشسته بود.مردی با خونسردی وارد خانه شد.تمام قراولان و پیشخدمتها با احترام کنار رفتند.او به اتاق استالین وارد شد.استالین با حیرت سر بلند کرد.مسینگ کاری کرده بود محافظان استالین تصور کنند او لاورنتی بریا رئیس پلیس مخفی روسیه است گر چه کوچکترین شباهتی وجود نداشت.

دومین امتحان ولف مسینگ در روسیه:

آزمایش این بود که او به بانک برود.یادداشتی به صندوقدار بدهد و او را با نیروی اراده وادار کند۰۰۰/۱۰۰ روبل بپردازد.دو شاهد معتبر همراه مسینگ بودند.آنها دیدند صندوقدار دسته های اسکناس را در آورد و به او تسلیم کرد.مسینگ آنها را در کیفی گذاشت و بانک را ترک کرد.سپس دوباره باز گشت و کیف پول را به صندوقدار بازگرداند تازه آن موقع بود که صندوقدار متوجه شد چه اشتباهی کرده،یادداشت مسینگ تکه کاغذ سفیدی بیشتر نبود.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

در اینجا نام چند تن از بزرگترین رازوران که دارای قدرتهای روحی بودند و نام کتابهای بسیار معروفشون رو براتون می نویسم:

کورنلیوس اگریپا:در ۱۴۸۶ در کلن آلمان متولد شد.او در کتابی سه جلدی اطلاعات خود را به رشته تحریر در امورد و مشخص است که از فشار فکر اگاه بوده.

کتاب سه جلدی فلسفه علوم غریب که کتاب مهمی در زمینه علوم مرموز به شمار می آید برجسته ترین و مهمترین اثر این شخصیت بزرگ افکار شناسی است.

پاراسلسوس:که نام اصلی او تئوفراستوس بومباستوس فن هوهنهایم است و در ۱۴۹۳ متلد شد.پسر یک نجیب زاده سوئیسی بود.او در سوئیس پزشکی خواند و در ایتالیا و المان تحصیلاتش را دنبال کرد.قدرت طبیعی شفابخشی او که از قدرت روحیش سرچشمه میگرفت باعث معالجه اشخاص زیادی شد.او عیاشی قهار بود و اخلاقی متکبرانه داشت.سرانجام در سن ۴۸ سالگی بر اثر سستی از پله ها افتاد و در گمنامی مرد.کتابهایش بعد از مرگش چاپ شد و دوباره شهرت او در اروپا پیچید،وسعت نظر و دقت او در پزشکی ما را به یاد نابغه بزرگ لئوناردو داوینچی می اندازد.

فرانتز انتون مسمر(کاشف هیپنوتیزم):در ۱۷۴۳ یکی از معروفترین پیشگامان علم که دانش امروزی به او دین بسیار دارد اما شهرت چندانی پیدا نکرد به نام فرانتز انتون مسمر به دنیا امد.او کاشف مسمریم که بعدها هیپنوتیزم نام گرفت بود.او فرضیه ای ارائه کرده بود مبنی بر انکه نیروی حیاتی در بدن باعث سلامتی یا بیماری می شود بسته به جریان با انسداد نیروها.داستان کشف این رویداد در پایین متن اورده شده.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

تلپاتی: به انرژی یا نیرویی گفته میشه که شخص دارای این نیرو از طریق ارتعاشات و نیروی(فشار) فکری،افکار و خواسته هاشو به دیگران منتقل میکنه. مثلآ با استفاده از این روش شما میتونید افکاری رو به دیگران تحمیل کنید بدون این که فرد قدرت مقاوت کردن و یا پاسخ منفی به شما رو داشته باشه.توضیح کامل تر اینه که مثلآ من به شما از طریق نیروی فکرم دستوراتی میدم و میگم که به من مقدار زیادی پول بده و شما هیچ گونه عکس العمل منفی در قبال در خواست من نمی کنید و به راحتی به من پول میدید بدون اینکه خودتون چیزی بدونید و یا بفهمید.از این روش میشه خیلی کارها کرد مثل تجدید روحیه افراد بیمار و خیلی چیزهای دیگه که در این مقوله نمی گنجه.یک رویداد بسیار جالب و حیرت انگیز از این پدیده در پایین این مطلب اورده شده.

هیپنوتیزم(مسمریسم):این مورد رو که خواب موقت یا خواب مقناتیسی هم میگن.در این مورد فردی توسط شخص مجرب و کاملآ اشنا به امور هیپنوتیزم طرف مقابلشو با صحبت کردن یا چرخاندن شیئی جلوی چشمانش به حالت خواب موقت می بره که این روش بیشتر برای درمان بیماران روحی و کمک به بهبودی اونها انجام میشه.لازم به ذکر هست که این نکته رو هم در نظر بگیرید که انجام چنین کاری(هیپنوتیزم)باید حتمآ توسط شخصی مجرب و مطلع صورت بگیره چون که کارشناسان این روش رو یک روش حساس و دشوار میدونن که از عهده هر کسی بر نمیاد.امکان داره شخص بی محارت این کار رو انجام بده و طرف مقابل رو نتونه بیدار کنه در این صورت هست که فرد یا میمیره و یا برای همیشه دچار ا ختلالات حافظه و مشکلات شدید روحی بشه و هرگز از خواب بیدار نشه.فرانتز انتون مسمر،پزشک اطریشی مسمریسم یا خواب مقناطیسی را کشف کرد.

یوگا:علم یوگا،روشی از مدیتیشن است که بشر را قادر می کند بر بدن و عواطف خود مسلط شود و به منشاء نیرو،معنا و هدف آن توجه نشان دهد.

ترانسیدال مدیتیشن:نوعی هیپنوتیزم شخصی است که باعث بروز نیروهای مخفی می شود.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

 معنی واژگانی تله پاتی عبارت است از: "آنچه كه از دور حس می كنیم". قدمت این مقوله به قرنها پیش بر می گردد. در كتب مشایخ صوفیه ایران كه حدود 1000 سال پیش نوشته شده است از این استعداد روحی با نام " ادراك بدون آلات حسی" یاد شده است كه عیناً ترجمه آن با نام " ادراكات خارج از حس" یا مورد استفاده دانشمندان و مولفین غربی قرار می گیرد. 

 

 

                                                            

 

  تله پات های قوی، افرادی هستند كه قدرت و قابلیت تصور و تجسم در آنها زیاد بوده و به هنر و سیر و سیاحت علاقه وافری دارند. این افراد معمولاً خواب شبانه خویش را به خاطر می آورند و در ارتباطات انسانی صادق و صمیمی هستند و به راحتی رنگهای دلخواه را می توانند در ذهن تجسم كنند. آنها بهتر و سریعتر از دیگران می توانند به حالت ریلاكس شدن ذهنی و جسمی و به خلسه های عمیق و مستمری برسند.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

دلم براي کسي تنگ است


 

کسي که مهرباني چشمانش بسان زلال جويباران وصفاي دلش را بسان


 

قرص نان ميان همه قسمت مي کرد


 

دلم براي کسي تنگ است


 

کسي که دلي براي شنيدن نجواهاي شبانه من داشت و لحني آرام براي نوازش موهايم


 

دلم براي کسي تنگ است


 

کسي که خالي وجودم را از خود پر مي کرد و پري دلم را با وجود خود خالي؛


 

دلم براي کسي تنگ است


 

کسي که اشکهايم بر روي دستانش ميريخت و او آب آرامش را بر روي گيسوانم ؛


 

دلم براي کسي تنگ است


 

کسي که با او در جمع تنها بودم و در تنهائيمان دنيائي را مالک بوديم؛


 

کسي که زندگاني من است


 

کسي که دوستش دارم


 

عاشقانه


 

هميشه


 

تا ابــــــــد ؛


 

تا خود خداونــــد

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

سالهاست چمدانم را بسته ام ...

به امید روزی که

بیاید... شاید !

حیران نشسته ام

چشم به راهی دور

گوش به صدایی آشنا

و دل به امیدی نا شناس

سالهاست که چمدانم را بسته ام !

حتی ...اگر... نیاید

اما من.... باز هم

دل به او بسته ام!!

 سالهاست که چمدانم را بسته ام ... 

 

تبدیل به انگلیسی:

 

For many years it has been

That I have packed up
To come in

Hope to come
Sitting and wondering
To afar I'm looking
Hearing a known voice
And waiting for an unknown choice

It has been for many years
That I have packed up
Even though…doesn't come
But…again
I've fallen in love

It has been for many years

That I have packed up my suite case.

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

هیچ اتفاقی در زندگی  بزرگ نیست..

وقتی که من می توانم بزرگترین اتفاق زندگی خودم باشم!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

منواین روزهای دلگیر ، منو این شب های دلتنگ!

که هر لحظه اش ،اتفاقیست و شاهکاریست در این زندگی واقعا" پوچ! که انگار قرار نیست هیچ وقت گل شود.

این روزها و این شب ها دیگر اهمیتی ندارند... وقتی که می بینم هیچ چیز  سرجای خودش نیست!

وقتی که من دیگر خودم نیستم .

دیگر نه با تیک تاک ساعت کار دارم، نه به صفحات تقویم که بدون لحظه ای تردید ورق می خورند.

این روزها به هیچ کس نمی خواهم فکر کنم

نه به آنها که دوستشان دارم و دوستم داشتند و حالا گم شدند میان دنیایی که برای خودشان ساخته ند و نمی خواهم غرق شوم بین اینهمه نا مهربانی.

 

نه به آن ها که همیشه لبخند های سردم را پشت چهرای گرم پذیرا بودند.

نه به آن ها که همیشه به فکرشان هستم و می دانم فرصتی برای فکر کردن ندارند... زیرا سرشان خیلی شلوغ است (یک دلیل واقعا" قابل قبول)

گله ای نیست هرچند... بگذریم.

انقدر دلتنگم که هیچ فلسفه شعری یا شعر فلسفی (فرقی نمی کند ،از هر طرف که بخوانید درست است ) هم دیگر دردی را دوا نمی کند!

و آنقدر تنها... که حس می کنم خدا تنهایی خودش را فراموش کرده و زل زده به من!

این روزها ی" هیچکس به هیچکس"، از که گلایه می کنم؟

اصلا" چه اهمیت دارد اینکه مدام می نشینم فروغ می خوانم و

ویا پا به پای غزل (دختری که عاشقش هستم) گریه می کنم؟

اصلا" چه فرقی می کند وقتی الان... همین الان دلخوشی دیگری ندارم جز شعرو... واقعا" شعر!

مطمئنم به هیچ کجای این دنیای نازیبا (به معنای واقعی کلمه) هم بر نمی خورد ، اگر من این مقوله را دو دستی بچسبم و هرگز ترکش نکنم.

اگر چه می دانم به خیلی از آدم های زیبا(به معنای واقعی کلمه) بر می خورد. ولی خب.. چه میشه کرد؟ همچنان ادامه می دهم.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

نشد يه قصري بسازم ، پنجره هاش آبي باشه

من باشم و اون باشه و یک شب مهتابی باشه

نشد یه بارم برسم به آرزوهای محال

یه خاطره مونده برام با یه سبد میوه کال

نشد منم واسه یه بار به آرزوهام برسم

گذشته کار از کارمون دیر شده به خدا قسم

نشد به موقع این کویر ابری بشه بارون بگیره

نشد خودش آینه که هست بیاد و شمعدون بگیره

خلاصه که آخر نشد ما گل سرخ رو بو کنیم

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

انسان هم میتونه دایره باشهُ هم میتونه یه خط راست

 

انتخاب با خودته :

 

میتونی:  تا ابد دور خودت بچرخی!

 

یا تا بی نهایت ادامه بدی!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

به تاریخ : ۴/۹/۲۰۰۸

Username:EAV-04922785
Password:ccf578ruwf

Username:EAV-04922788
Password:5vp3updfrk

Username:EAV-04922756
Password:m4dumaus7f

Username:EAV-04922757
Password:xam2m3uxwv

Username:EAV-04922758
Password:j5u4en6vn6

Username:EAV-04922789
Password:wcfsprpx32

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

بخاطر دارم در کتابی دیدم نوشته بود , افکار خود را شکل بدهید قبل از آنکه افکارتان را شکل دهند . خیلی از اوقات افکاری به ذهن ما خطور می کند و به خود می گوییم اگر فلان اتفاق بیفتد و یا اگر در فلان وضعیت قرار بگیریم اوضاع و احوالمان بسیار بهتر از این خواهد بود . با آنکه از شرایط فعلی خود رضایت نداریم اما هیچ جرات و جسارتی در خود ایجاد نمی کنیم که اوضاع را از این که هست تغییر دهیم ! باید دانست که طولانی ترین سفرها با اولین قدم ها آغاز می شود . اما گاهی در نقطه صفر می مانیم و هیچ تلاشی برای حرکت به جلو بروز نمی دهیم و در این شرایط زمین و مکان , پدر و مادر , دوست و رفیق , همسر و فرزند , حکومت و دولت و همه را مقصر دانسته و نکوهش می کنیم و خود را بری از هر گونه عیب و ایرادی می دانیم . چگونه ممکن است در نقطه آغازین بمانیم اما انتظار تغییر و تحول را داشته باشیم ؟ خداوند به پرنده ای دانه می دهد که از آشیانه خود خارج شود . امروز جوانان بسیاری را می بینیم که اوقاتشان را صرف الگو گرفتن و تقلید از کسانی می کنند که خالی و پوچ اند و بجای آنکه روز به روز به دانش و ایمان خود بیافزاید , متاسفانه عقل و هوش خود را به دست دیگران می دهند و براحتی این اجازه را به آنها می دهند که آینده و سرنوشت شان را رقم زنند .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

من عاشقش بودم


 ولي اون نبود


 من هنوز دلتنگشم


 ولي اون نيست


 من تا ابد دوسش دارم


ولي ميدونم که اون هيچ وقت دوسم نداشت


 من هنوزم هر شب خوابشو ميبينم


 ولي ميدونم اون حتي حاضر نيست توي خواب منو ببينه

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

من نه عاشق بودم نه محتاج نگاهي كه بلغزد بر من...

من خودم بودم و يك حس غريب ..........

كه به صد عشق و هوس مي‌ارزيد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  |