تبليغاتX
بالسا

بالسا

 

برای تو مینویسم که در روزهای خشکسالیه من برام بارون شدی
برای تو که تو این روزای سخت امروز از تو دورم و شرمندت
که از لحاظ فاصله دارم از تو دورتر میشم میدونم و میدونی که
فاصله قلبامون با این جدایی زیاد نمیشه و روز به روز
به هم نزدیک تر میشه.
*از غم من و غم تو  تب من و تب تو همه بی خبرن
از دل من و دل تو  شب من و شب تو همه بی خبرن*

گه دستم به جدایی برسه
اونو از خاطره ها خط میزنم
از دل تنگ تموم آدما
از شب و روز خدا خط میزنم
اگه دستم برسه به آسمون
با ستاره ها قیامت میکنم
نمی زارم کسی عاشق نباشه
ماه و بین همه قسمت میکنم
وقتی گاهی من و دل تنها میشیم
حرفای نگفتنی رو میشه دید
میشه تو سکوت بین ما دوتا
خیلی از ندیدنی ها رو شنید
قصه ی جدایی ما آدما
قصه ی دوریه ماست از خودمون
دوریه من و تو از لحظه عشق
قصه ی سادگیه گم شدمون

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

گاهی اوقات آدمها اونطوری که باید باشند نشون نمی دند .

چرا چون دلایل زیادی برای خودشون دارن .

اما به هر حال ..............

آرزو کردن خوبه و من آرزو می کنم برای اونایی که آرزوی خوب برای دیگران می کنند .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

Love can last forever if you want it to.
           عشق جاودان خواهد بود،اگر چنین بخواهید.
It lets you share, you life with someone
با عشق می توانید زندگی تان را با دیگری شریک شوید
It lets you be yourself, with someone who
Will always support you
با عشق می توانید خود باشید،در کنار او که همواره
پشتیبان شماست.

And not hold any feeling back, you must
Accept each other the way you are and
Not try change each other.
 وهیچ احساسی را ناگفته نگذارید، باید یکدیگر را آن گونه
که هستید بپذیرید و در تغییر هم نکوشید.
In other to have, a lasting relationship
You must be every day always in your heart
اگر در پی عشقی پایدار هستید، باید همواره قلبا در کنار هم باشید.
You must be proud of ach other and love
And not be ashamed to show your sensitive feeling.
باید به یکدیگر و عشقتان افتخار کنید،و از آشکار ساختن ژرفای احساسات
خود شرمی نداشته باشید.

Love is the strongest and most fulfilling emotion
Possible if you live your commitment to love
You will live your dreams between awakenings.
عشق، نیرومندترین و خشنودترین احساس ممکن است،اگر پای بند
به عشق زندگی کنید ، در هنگام بیداری در دل رویا زندگی خواهید کرد.

dehkadegamm

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

بوسه يعني وصل شيرين دو لب
بوسه يعني خلسه در اعماق شب
بوسه يعني مستي از مشروب عشق
بوسه يعني آتش و گرماي تب
بوسه يعني لذت از دلدادگي
لذت از شب , لذت از ديوانگي
بوسه يعني حس طعم خوب عشق
طعم شيريني به رنگ سادگي
بوسه آغازي براي ما شدن
لحظه اي با دلبري تنها شدن
بوسه سرفصل كتاب عاشقي
بوسه رمز وارد دلها شدن
بوسه آتش مي زند بر جسم و جان
بوسه يعني عشق من , با من بمان
شرم در دلدادگي بي معني است
بوسه بر مي دارد اين شرم از ميان
طعم شيرين عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه اي يك بوسه است
بهترين هديه پس از يك انتظار
بشنويد از من فقط يك بوسه است
بوسه را تكرار مي بايد نمود
بوسه يعني عشق و آواز و سرود
بوسه يعني وصل جانها از دولب
بوسه يعني پر زدن , يعني صعود

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

اين روزها دلم گرفته

هواي دلم ابري و طوفاني ست

اما خنده برلب مي زنم

تا كس نداند

حال و هواي دلم را

اين روزها حال عجيبي دارم

گاه پريشان و بي حال

گاه شاد و پر انرژي

زندگي همين است

گاهي آفتابي گاهي ابري

گاهي شاد گاهي غمگين

اين روزها نمي دانم

نمي دانم كه مي دانم

شايد هم مي دانم اما

نمي خواهم بدانم

شايد هم هر دو

و شايد هيچكدام

اين روزها هوا عجيب است

دلهاي آدمها عجيب است

لحظه ها مبهم است

اين روزها دلم مي خواهد بخوانم

دلم مي خواهد بنويسم

دلم مي خواهد گريه كنم

اين روزها مي خواهم اما مانده ام مبهم

اين روزها به دنبال دليل مي گردم

دليل هاي بي انتهاي ذهنم را گم كردم

اين روزها من كه هستم؟

حس عجيبي است و حالي دگرگون

اين روزها قلم با دلم ياري نمي كند

اين روزها مي خواهم بنويسم آنچه مي خواهم

اما نمي دانم چه؟ نمي دانم چرا؟

بي دليل شاد مي شوم

بي دليل گريه مي كنم

و بي دليل مي خندم

به خودم به زندگي به لحظه ها

چقدر زيباست اين زندگي

شايد شعاري ديگر قلم زدم

اما براي من زيباست

مي خواهم بدانم حال و روز ديگران را

مي خواهم محك بزنم اراده ي درونم را

وقتي حادثه اي كوچك. گلبرگ خيالم را قلقك مي دهد

انرژي زيستنم دو چندان مي شود

و آنگاه كه غمي سنگين را يادآوري مي كنم

باز مي خندم به سادگي دلم

دلي كه پرواز را بهانه زيستن نهاد

اين روزها من چه مي گويم؟

اين روزها من چه مي كنم؟

كسي چه مي داند كه چه خواهد شد؟

كسي از يك ثانيه ديگر خود چه خبر دارد؟

اين روزها من هم عجيب شده ام!

اين روزها زندگي هم عجيب شده است

اين روزها دوست دارم متحول شوم

دوست دارم پوست اندازي كنم از كهنه ي درونم

اين روزها زندگي را نمي خواهم

اما باز مي مانم باز مي خواهم و باز مي خوانم

اين روزها رسم دنيا و رسم روزگار را شناخته ام

اين روزها خيلي خونسردم

اين روزها فقط و فقط مي خندم

اين روزها به زندگي دل نمي بندم

اين روزها سخت دلتنگم

ولي باز مي خندم و باز مي خندم

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

هنوز به ياد غربتت هزار تا شعر تو دلمه

اما نمي خوام بگمش جاشون فقط تو قلبمه

فكر مي كني كه اين روزا، چرا شدم يه بي خيال؟

آخه مي خوام غم تو رو ، رنگ بزنم، رنگ محال

ميخوام ديگه بزرگ بشم از بچگي دست بكشم

مي خوام چشامو باز كنم به روياهام خط بكشم

دلم مي خواد داد بزنم غصه رو از ياد ببرم

وقتي مي پرسن عاشقي؟ بگم نه من مسافرم

مسافر شهر غريب، شهري كه اسمي نداره

اونجا بشم غرق سكوت، جايي كه دل كم نياره

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

 
باز شب آمد بدنها خسته شد
 
خستگان خفتند و درها بسته شد
 
جز در رحمت که هرگز بسته نیست
 
عشق دگر باشد کسی دلخسته نیست
 
شب است و سکوت است و ماه است ومن
 
شب و خلوت و اشک اه است و من
 
شبی چون سیه روزی ،روز من
 
شب و ناله استخوان سوز من
 
شب و ناله های نهان در گلو
 
شب و ماندن استخوان در گلو
 
من امشب خبر می کنم درد را
 
که آتش زند این دل سرد را
 
بگو بشکفد بغض پنهان من
 
که گل سر زند از گریبان من
 
مرا کشت خاموشی ناله ها
 
دریغ از فراموشی لاله ها
 
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

شفای کودک درون

کودک درون

کودک درون، خردسال پنهان ماست که نیاز به مراقبت و محبت دارد و با برآورده شدن این نیازاو ، استرس و غم  درون ما کاهش می یابد. در مقاله قبل به توضیح در باره شیوه های عملکرد افراد در سه سطح والد، بالغ، و کودک پرداختیم، ویزگی های کودک درون و نیاز های او را بررسی کردیم و طریقه شناخت آن را در مواقع مختلف زندگی ذکر نمودیم. در ادامه چگونگی مراقبت و پرورش مناسب او را شرح می دهیم.

 

کودک درونتان علاقه‌مند به شنیدن چه چیزهایی است؟

او مایل است که به او بگویید:

دوستت دارم، مواظبت هستم و تو را همان‌طور که هستی می‌پذیرم، از این که تو را دارم بسیار مغرور و مفتخرم، تو همه چیزی هستی که دارم، تو بسیار زیبا و جذاب هستی عزیزم، تو هنرمند و خلاقی،  تو تواتمند و پرتلاشی،  متاسفم از اینکه به تو آسیب رساندم،  متاسفم از اینکه فراموشت کردم،  متاسفم از اینکه تو را به عنوان یک کودک آن‌طور که بودی نپذیرفتم و انتظار داشتم به سرعت رشد کنی و بزرگ شوی، می‌توانی به من اعتماد کنی و هر طور دلت می‌خواهد باشی (خودت باشی)، ما برای رسیدن به سلامتی ، رشد، شادی و لذت  با هم همکاری خواهیم کرد.

 

پیامدهای منفی سرکوب کردن کودک درون

وقتی در مقام یک بزرگسال، تمایلات، خواسته‌ها و نیازهای کودک درون را سرکوب می‌کنید، در معرض خطرات زیر قرار می‌گیرید:

- هرگز یاد نمی‌گیرید چگونه احساس طبیعی داشته باشید، بازی کنید و لذت ببرید.

- هرگز یاد نمی‌گیرید چگونه آرام باشید و استرس‌های خود را کنترل کنید.

- از اینکه به اندازه کافی «خوب نیستید» احساس گناه می‌کنید و  از بودن در کنار خانواده و کودکتان لذت نمی‌برید.

- نسبت به افرادی که از زندگی لذت می‌برند، بدبین می‌شوید.

- از صمیمی شدن با دیگران می‌ترسید، منزوی می‌شویدو می‌ترسید که در ارتباط با مردم بی‌کفایت ارزیابی شوید.

 

مراحل شفای کودک درون

مرحله 1: به منظور آشنایی با کودک درونتان ابتدا چشم‌هایتان را ببندید و آرام باشید، سعی کنید حداقل به مدت نیم ساعت خودتان را در نقش کودکی خردسال (3 تا 8 ساله) مجسم کنید و خودتان را ببینید که با اعضای خانواده در تعاملید و به واکنش‌های کودکانه خود دقت کنید.

- خودتان را با هم بازی‌هایتان مجسم کنید. توجه کنید که در کنار آنان چه احساسی دارید و چقدر لذت می‌برید.

- خودتان را در کلاس درس مجسم نمایید و دقت کنید که با معلم چگونه ارتباط برقرار می‌کنید.

اگر احساس کردید در آن حالت، کودکی ناراحت و ناراضی هستید، سعی کنید به یادآورید، آخرین بار در کودکی چه زمانی شاد و خوشحال بودید. این آخرین خاطره شما از کودک شاد همان «کودک درون» است که در حال حاضر به منظور مقابله با استرس درونتان مخفی شده است.

مرحله 2: اکنون که با کودک درونتان آشنا شدید، سعی کنید به پرسش‌های زیر پاسخ دهید:

الف) کودک درونتان را چگونه وصف می‌کنید؟

ب) چه زمانی کودک درونتان تصمیم گرفت در درون شما مخفی شود؟

ج) چگونه می‌توانید  پیام‌های مثبت را به او انتقال دهید؟

د) عقاید غیرمنطقی درباره کودک درونتان، در زندگی چیست؟ و چگونه با آن مقابله می کنید؟

مرحله 3: در حال حاضر، برای برنامه‌ریزی عملی در جهت مراقبت از کودک درونتان آماده‌اید. سه فعالیت زیر می‌تواند در برنامه‌ریزی شما و مراقبت از کودک درونتان موثر باشد.

فعالیت اول: یادبگیرید چگونه از چیزهای کوچک در زندگی لذت ببرید.

چشم‌هایتان را به روی زیبایی‌های طبیعت بگشایید و از آنها لذت ببرید، دایره لغات «حسی» خود را گسترش دهید. سعی کنید زندگی را با تمام وجود و با تمام حس‌هایتان تجربه کنید. با طبیعت ارتباط برقرار کنید.

 برای مثال در ساحل رودخانه قدم بزنید، نور مهتاب را تماشا کنید و در زیر آسمان پرستاره پیاده روی کنید. خود را با کودکان و حیوانات مشغول کنید، در یک کلاس سرگرم کننده و شادی‌آور شرکت کنید و حسی از شوخ طبعی را در خودتان ایجاد کنید و از آن لذت ببرید.

شادی کودکانه

فعالیت دوم: یاد بگیرید چگونه احساس کنید و چگونه احساسات خود را با دیگران تقسیم کنید. به این منظور نیز باید گام‌هایی بردارید:

 احساسات خود را همه روزه دردفترچه یادداشت بنویسید.

یک داستان فانتزی در دفترچه یادداشت خود بنویسید، داستانی که تجربه شما را حداقل در 10 احساس مثبت متفاوت، وصف می‌کند.

آرام باشید و خودتان را مجسم کنید که احساسات مثبتی را تجربه می‌کنید. تجربه حاصل را در دفترچه یادداشت خود ثبت کنید.

فعالیت سوم: یاد بگیرید چگونه کودکانه بازی کنید.

سعی کنید «خشک بودن» و جدیت را کنار بگذارید و خود انگیخته باشید و بگذارید «کودک درونتان»  خود را رها سازد.

سعی نکنید حالت‌ها و رفتارهای کودک گونه را در حین بازی در خود خفه کنید، راحت باشید.

بازی، مستلزم استفاده از تخیل است پس در بازی کردن از تخلیه و خیال کمک بگیرید.

برای خودتان چشن تولد بگیرید.

در مجموع، همه فعالیت‌های ارائه شده، به منظور آزاد سازی بخش‌ نبستاً مهمی از روان شماست. با آزاد شدن این بخش از روان، از انرژی و قدرت لازم برای رشد و کمال شخصی برخوردار خواهید شد. به‌علاوه زخم‌های احساسی شما زودتر بهبود می‌یابند، انرژی بیشتری برای کار و فعالیت دارید و دردها و ناراحتی‌های جسمانی، شما را ترک خواهند کرد.

برای خواندن مقاله قبل اینجا را کلیک کنید

 

منبع: ماهنامه آموزشی اطلاع رسانی کودک

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

برگهای روغنی نارنج زير دستم سر می خورند و قطره های باران روی موهايم. برگی می چينم. صدايش می آيد: آخ...انگار ترنج چيده باشم. می بويمش. با ناخن خطی رويش می کشم. باز می بويم. مور مور می شوم. نفس می کشم وريه هايم پر می شود. در درونم انگار بوی بهار نارنج با دلشوره هايم می آميزد. آسمان تاريک است. خيره می شوم. باران بر پوست صورتم سُر می خورد. چشم هايم را می بندم و تمام حس هايم يک حس می شود. چقدر چشم بسته زير باران بودن را دوست دارم. با همان يک حسم دست دراز می کنم. رو به آسمان ..رو به حسِ يودنِ خدا. دستم را که می گيرد دلشوره هايم می ريزد ... بوی نارنج می ماند و آرامشی عيدی می دهد و اينگونه آرام می شوم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

نگاه کن که غم درون ديده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سايه ی سياه سرکشم
اسير دست آفتاب می شود
نگاه کن
تمام هستی ام خراب می شود
شراره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد
مرا به دام می کشد
نگاه کن تمام آسمان من
پر از شهاب می شود
***
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمين عطرها و نورها
...
مرا ببر اميد دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
به راه پرستاره می کشانيم
فراتر از ستاره می نشانيم
...
نگاه کن که موم شب به راه ما
چگونه قطره قطره آب می شود
صراحی سياه ديدگان من
به لای لای گرم تو
لبالب از شراب خواب می شود
به روی گاهواره های شعر من
نگاه کن
تو می دمی و آفتاب می شود

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

انرزی خود را از طریق نگاه ارسال کنید(تاثیر باطنی)

از دو مرد که یکی روشی بر پایه ارامش و دیگری روش خو د نمایانه را در پیش می گیرند شخص اول بیش از شخص دوم منتیک می باشد .

دو چشم درخشان ثابت و فراخ که یکی از عناثر زیبائی است که البته نباید ان را دست کم گرفت اگر یک نگاه جستجو گر و نامطمئن باشد کمتر دیگران را تحت تاثیر قرار می دهد .ولی قدرت مجذوب کننده چشم از فاصله  خیلی نزدیک شبیه به یک نقطه روشن است که دکتر برید اولین بار با کمک ان توانست هیپنوتیزم کند .

نگاه کردن به نقطه ای بدون پلک زدن و شدیدا خیره شدن به نقطه میانی بین دو چشم درست در فاصله بین ابرو و چشم کسی که با او صحبت می کنیم با عث ایجاد نوعی اطمینان می شود و در این زمینه تمرین مفیدی است اما این قدرت و شدت نیروی روانی ذخیره شدهاست که که به نگاه شخص تاثیر منتیک می بخشد ((چیزی که در پشت چشمها قرار دارد و ارسال می شود از خود چشمها مهمتر است))در واقع این استحکام درونی است که در بروز شجاعت ظاهری دارای اهمیت است

کویر می گوید :

کسی که چیزی را می بیند گوش به طبیعت می دهد کسیکه تجربه می کند از طبیعت می پرسد و او را وا می دارد که پرده از اسرار خود بر دارد .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

ترس از شکست

یکی از عوامل متوقف کننده که روی افراد مبتدی تاثیر می گذارد ترس از اینکه مبادا مورد تمسخر واقع شوند اگر موفق نشوند.

یک هیپنو تیزور که به این عنوان شهرت پیدا کرده و همه توانایی های او را مورد تایید قرار می دهند هنگامی که در کوشش هایش به تاثیری که انتظار دارد نمی رسد هیچ واکنش تمسخر امیزی را بر نمی انگیزد .اما بر عکس فرد مبتدی در هر جلسه تمرین نا موفق صدای خنده ها را خواهد شنید .

از نظر عوام گفتن اینکه شخص قادر به انجام هیپنو تیزم است به این معناست که وی قدرتی فوق طبیعی دارد .

در این حالت خنده ها متوجه شکست او نیست .بلکه ایشان به حالتی که وی وانمود می کند از ان بر خوردار است و عجیب و غریب به نظر می رسد می خندند

اما به هر صورت که شده ازمایش سزاوار ان است که با این موضوع برخورد کنید.

البته باید احتیاط را سر لوحه کارتان قرار دهید و برای اولین تمرینات خود شخصی را انتخاب کنید که دارای علائمی باشد که من در مورد سوزه های هیپنوتیزمی در اینده می نویسم .

به محض انکه شخص موفق شود یک بار در جمعی هیپنو تیزم را انجام دهد انهایی که شدیدا مایل بودند کارهای او را مسخره یا خراب کنند با شگفتی به وی اعتقاد پیدا می کنند .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

 

آیا تا حالا هیپنو تیزم شده اید.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

ایا تاکنون سعی کرده اید که خود را گرسنه نگه دارید؟

ایا تاکنون سعی کرده اید که سحر گاه از خواب بیدار شوید؟

ایا تاکنون توانسته اید که از گفتن یک خبر هیجان اور  و مهم پرهیز کنید؟

ایا تاکنون توانسته اید در مواقعی که به شدت خشمگین شده اید خشم خود را کنترل کنید؟

ایا تاکنون توانسته اید نفرت خود را کنترل کنید و از ابراز ان جلو گیری کنید؟

ایا تاکنون بر سخنان خود تسلط داشته اید؟

اگر جواب شما مثبت است نشانه خوبی از داشتن اراده ای قوی است.و اگر منفی است نا امید کننده نیست چون از هم اکنون عزمتان جزم خواهد شد که زیر بنا و سازه ان را محکمتر و اگاهانه بسازید.

بنابر این انگیزه و نیروی لازم در شما بوجود امده و  همین تصویر ذهنی و قدرت نامحدود شما را همانند زلزله تکان خواهد داد و نیروی لازم را جهت تحمیل اراده خود بر اجسام اشیاءوکلیه افرادی که با اهداف شما بستگی دارند و به طور کلی انرژی هستی بوجود خواهد اورد.

شخصی که عزم جزم کند و دستورات ارائه شده را انجام دهد دیری نخواهد پایید که انرزی روانی خود را هدفمند و متمرکز خواهد کرد و چون برق ساعقه اشکالات شکافته خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

از کجا شروع کنیم

فوری تصمیم بگیرید
هر روز حدود یک ساعت به استراحت فکری اختصاص دهید در سکوت به تنهایی پناه ببرید و افکار خود را روی هدفی که دنبال می کنید متمرکز کنید .
شما که طرفدار پرورش شخصی هستید می دانید که وسیله اساسی عمل شما انجام تلاشهای سنجیده توسط خودتان است .
اگاهی خود مطالعات خود تصمیمها و هدفهای خود را پنهان نگاه دارید .اگر افکار مسلطی را که در خود پرورش می دهید اشکار سازید و بگذارید دیگران انها را در یابند یا حدس بزنند بخش مهمی از قدرت خود را از دست خواهید داد.
به طور کلی:
هرگز کنترل و مهار تکانشها و انگیزه های عاطفی خود را از دست ندهید

اکنون ترتیب کار خود را داده اید هر روز در زمانی معین به تنهایی در کنار یادداشتهای خود بنشینید عضلات خود را شل کنید و به تجسم داده های مسئله ای که باید حل کنید بپردازید انچه می خواهید به دست اورید انگیزه ها ی شخصی شما که هدف مورد نظر شما را دنبال می کنند .

سرانجام موانع موجود یا در حال ظهور که باید بر انها غلبه کنید تا به هدف خود برسید .

سپس خود را مجسم کنید که در حال سازش دادن خویش با این تجویزها هستید و تصمیم بگیرید به مشاهده انها بپردازید .

قوه تخیل خود را بکار بگیرید و دقیقا انچه می خواهید تجسم کنید .به خود بگویید می خواهم به ارامشی پایدار دست یابم ایا جنبه ظاهری چهره .نگرش .گفتار.کردار و رفتار شخصی را که دائما ارام است تجسم می کنید؟تصور کنید خودتان قبلا به ارامشی دست یافته اید که هیچ چیز نمی تواند ان را مختل کند در تخیل خود یک روز کامل را چنان بسر ببرید و زندگی کنید که اگر ارامش کامل داشتید چنان بودید سپس از خود بپرسید :در چه لحظات تحت تاثیر چه عواملی و در چه اوضاع و احوالی ارامش خود را از دست داده ام ؟سپس به تجسم بازگشت این لحظات و این اوضاع و احوال بپردازید و سعی کنید ارامش خود را حفظ کنید و رضایت خاطر  و لذت درونی را که از ان می برید احساس کنید این همان تلقین به نفس موثر است

حدود یک ماه کار هر روزه لازم است تا مهارت و تسلط کافی بدست اید

با این روش ریشه ایجاد سرنوشتی جدید را ایجاد خواهید کرد.در این مدت خود را به تنهایی .مراقبه و مینش که پایه تسلط ذهنی است عادت می دهید در درجه دوم اعتماد به نفس خویش را به نحو قابل ملاحظه ای می افزایید سپس وقتی برخی نتایج حاصل شد رضایت خاطر شدیدا بر انگیزنده ای که حاصل می شود احساس شما را تقویت خواهد کرد .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

هدف شما چیست؟

این نخستین پرسشی است که که باید برای خود مطرح کنید . ایا هدف از بین بردن یک نقص یک ضعف است؟ ایا کسب یک یا چند صفتی است که امتیازهای انها برای شما جالب است ؟ ایا می خواهید نفوذ شخصیتتان را به طور کلی یا روی یک فرد خاص پرورش دهید ؟ ایا هدفتان تغییر شرایط کنونی زندگیتان است ؟ ایا می خواهید به پست و مقام خاصی نایل ایید؟ ایا می خواهید در زمینه هنری یا ورزشی و یا علمی و غیره بر جسته شوید؟ با قلم سیاه بر روی کاغذ سفید انچه می خواهید در خود از بین ببرید و انچه می خواهید بدست اورید یادداشت کنید این کاری ساده و نقطه اغازی برای حرکتی دقیق است. حال تاکید می کنم این فهرست را با دلایل منطقی و انگیزه هایی که برای کسب نتیجه دارید تکمیل کنید دقت کنید که دلایل شما محکم و مطمئن باشند تا بهانه ای برای تغییر انها نداشته باشید. اهدافی را که انتخاب می کنید باید با هم هماهنگی داشته و متزاد ها را هماهنگ کنید . همه اینها باید از سوی شما به صورت نوشته و مخفی انجام گیرد و هیچکس از ان مطلع نشود اما خودتان دائما ان را بخوانید و شکل و داده های انها را بهبود و تکمیل نمایید وقتی به این کار کوچک می پردازید متوجه مقاومتی کما بیش در ضمیر ناهشیارتان خواهید شد .این مقاومت را در هم بشکنیدو انچه را تصمیم گرفته اید اجرا کنیدضمیر ناخود اگاه شما از هر گونه قطع عادت خویش هراس دارد اگر او را مجبور کنید خود را با کاری نو سازش دهد مخالفت خواهد کرد اما شما تسلیم نشوید خوب تجسم کنید چه چیزی را می خواهید و چرا می خواهید ضمیر نا خوداگاه شما کمین کرده و این فکر را در شما ایجاد می کند که نوشتن بیهوده است .این هم دامی دیگری است از اهریمن بی جنبشی !!!!!!!!!!! بنابر این مقاصد و انگیزه های خود را بنویسیدو بی درنگ پس از ان انرژی پایداری شما چنان اشکارا افزایش خواهد یافت که احساس اسودگی واقعی خواهید کرد .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

چشمان خود را ببندید و احساس کنید که در محیط مدرسه و در کلاس درس هستید معلم در حالی که  بر روی تخته سیاه می نویسد و توضیح می دهد ناکهان صدای مهیب و نا بهنجاری توجه همه را به خود جلب میکند و تکان غیر قابل کنترلی در بدن  همه منعکس شده حال پس از بررسی مو ضوع وضعیت ارام شده و شاگردان به محل کلاس برگشته اند معلم درس خود را ادامه میدهد.اماذهن  شاگردان در مورد حادثه کنجکاوی میکند. 

ایا شاگردان می توانند ادامه درس را با تمرکز کافی دنبال کنند ؟

جواب منفی است چون ذهن انهانمی تواند همزمان  بر دو موضوع مختلف تمرکز داشته باشد و انها نمی توانند بیاموزند مگر انکه با نیرویی مسلط و با اراده ای راسخ  خود را بر یادگیری مشتاق کنند.

 هدف اساسی و حیاتی خود را در راس همه قرار دهیدو همانند ستاره ای نورانی در اسمان لا یتناهی حوادث دنبال کنید و از مه الودگیهاو تاریکی و روشنی ان مهراسید و  از انجام اعمالی که شما را از رسیدن به ان باز می دارد خود داری کنید  

 هدفهای شما نباید مغایرتی با هم داشته باشند و مانع یکدیگر شوند.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

همانطور که قبلا اشاره شدنیرو و انرژی از امیال و نفرتها و همچنین ترس و به طور کلی از احساسات مختلف ما بوجود می ایندمحل ذخیره  نیروی روانی هر چه توانا تر باشد کارایی و قدرت ان بیشتر است افزایش و تقویت چنین منبعی نیاز به تقویت اراده و اسرار در انجام عملی است که با تعقل و بررسیهای قبلی مشخص شده است

چنانچه هر گاه با بعد از مدتی که در حال انجام عملی هستید دچار خستگی و افسردگی میشوید روبرو شدید علت ان را در ضعف منبع ان جستجو کنید

رفع چنین مشکلی باید با تقویت صبر و استقامت که از سستی اراده ناشی میگردد جستجو کنید نیاز به نیروی جدید دارید دست نگهدارید برای مدتی کوتاه دست نگهدارید به موضوع یک روز فکر نکنید و هیچ اقدامی نکنید .

به محض اینکه احساس کردید که مایل به انجام مجدد ان کار هستید به بررسی دوباره بپردازیدو ادامه دهید.

درد دل کردن وابراز احساسات که از نظر روانشناسی مثبت ارز یابی شده است در مانیتیسم شخصی ماکوس عمل میکند زیرا اولی نیروی ان را کاهش می دهد و دومی افزایش میدهد

به شرطی که شخص دچار افسردگی های طولانی و یا ناراحتیهای روانی نباشد.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

دوستان عزیز اگر نظری دارید حتما بنویسید خوشحال میشم .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

مترلينگ:
انسان خوشبخت آن كسي است كه حوادث را با تبسم و اندكي دقت بعلت وقوع آن تلقي وقبول نمايد
بودا:
اشكهاي ديگران را مبدل به نگاههاي پر از شادي نمودن بهترين خوشبختي هاست بودا:
دوسن پير:
انسان خوشبخت نمي شود اگر براي خوشبختي ديگران نكوشد
بتهوون:
اگر مي خواهي خوشبخت باشي براي خوشبختي ديگران بكوش زيرا آن شادي كه ما به ديگران مي دهيم به دل ما بر مي گردد
بزرگمهر:
آنكه كردار به سخاوت بيارايد و گفتار براستي در اين جهان نيك بخت است
لاوات:
آنچه جهان به ما مي دهد و آنچه خوشبختي نام دارد بازيچه تقدير بيش نيست
اپيكتت:
اعتقاد به بخت و قسمت بدترين نوع بردگي است
ديل كارنگي:
بخاطر بسپاريم كه تنها راه تامين خوشبختي اين نيست كه متوقع حقشناسي از ديگران باشيم بلكه خوبيهائيكه به آنها مي كنيم بايد فقط بمنظور تامين مسرت باطن خودمان باشد
هلن كلر:
خوشبختي شكل ظاهري ايمان است ،تا ايمان و اميد و سخت كوشي نباشد ،هيچ كاري را نمي توان انجام داد
گوته:
كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند
سقراط:
يك زندگي مطالعه نشده ،ارزش زيستن ندارد
ديل كارنگي:
فكر خوب معمار و آفريننده است
پاسكال:
انديشه و تفكر پشتوانه اي بزرگ در سراسر حيات بشر است و انسان بي انديشه و تفكر به ماده اي بي روح مي ماند
اديسون:
تمام پيشرفتهاي عالمگير خود را مديون تفكر منظم و يادداشت برداري دقيق هستم
ارنست ديمنه:
افكار افراد متفكر خودبخود مي انديشد
انيشتين:
فكر كردن،سخت ترين كار بشر است
جبران خليل جبران :
آن هنگام كه روحم عاشق جسمم شد و جفت گيري اين دو سر گرفت من بار ديگر متولد شدم
ويكتور هوگو:
الماس را جز در قعر زمين نمي توان يافت و حقايق را جز در اعماق فكر نمي توان كشف كرد
مارك تواين:
مردي كه فكر نو دارد مادام كه فكرش به ثمر نرسيده است آرام و قرار ندارد
هربرت اسپنسر:
فكر نو بسيار ظريف و حساس است ،با يك ريشخند كوچك مي ميرد و كنايه اي كوچك آن را بسختي مجروح مي كند
كارلايل:
هرگاه بتوانيم از نيروي تخيل به همان اندازه استفاده كنيم كه از نيروي بصري استفاده مي كنيم هر كاري انجام پذير است
پاسكال:
آدم بي مغز و پرگو چون آدم ولخرج و بي سرمايه است
پطر كبير:
آنقدر شكست مي‌خورم تا راه شكست دادن را بياموزم
مهاتما گاندي:
پيروزي آن نيست كه هرگز زمين نخوري، آنستكه بعداز هر زمين خوردني برخيزي.


 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  |