تبليغاتX
بالسا

بالسا

 


چنين آورده اند که مردي به نزد رامانوجا آمد . رامانوجا يک عارف بود ، شخصي کاملا استثنايي ( يک فيلسوف و در عين حال يک عاشق ، يک سرسپرده ) مردي به نزد او آمد و پرسيد :
 
" راه رسيدن به خدا را نشانم بده " رامانوجا پرسيد :

 " هيچ تا به حال عاشق کسي بوده اي ؟؟ "

سوال کننده پرسيد : راجع به چي صحبت مي کني ، عشق ؟
 من تجرد اختيار کردم ، من از زن چنان مي گريزم که آدمي از مرض مي گريزد ، نگاهشان نمي کنم .
 رامانوجا گفت : با اين همه کمي فکر کن به گذشته رجوع کن .
بگرد جايي در قلبت آيا هرگز تلنگري از عشق بوده ، هر قدر کوچک هم  بوده باشد.
 مرد گفت : من به اينجا امده ام که عبادت ياد بگيرم ، نه
عشق !!!
يادم بده چگونه دعا کنم ، شما راجع به امور دنيوي صحبت مي کني و من شنيده ام که شما عارف بزرگي هستي . به اينجا آمده ام که به سوي خدا هدايت شوم ، نه به سمت امور دنيوي .
 
گويند : رامانوجا به او جواب داد : پس من نمي توانم به تو کمک کنم . اگر تو تجربه اي از عشق نداشته باشي ، آنوقت هيچ تجربه اي از عبادت نخواهي داشت. بنابراين اول به زندگي برگرد و عاشق شو و وقتي عشق را تجربه کردي و از آن غني شدي آن وقت نزد من بيا چون که يک عاشق قادر به درک عبادت است.
 اگر نتواني از راه تجربه به يک مقوله ي غير منطقي برسي  ، آن را درک نخواهي کرد ، و عشق عبادتي ست که توسط طبيعت سهل و ساده در اختيار آدمي گذاشته شده تو حتي به اين چيز ساده نمي تواني دست پيدا کني .
 
عبادت عشقي ست که به سادگي داده نمي شود ، فقط موقعي قابل حصول  است که به اوج تماميت رسيده باشي.
 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

 

کنار هم بودن    بهار . تابستان . پاییز . زمستان

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

روزي دو مرد جوان نزد شيوانا آمدند و ازاو پرسيدند:" فاصله بين دچار يك مشكل شدن تا راه حل يافتن براي حل مشكل چقدراست؟"
شيوانا اندكي تامل كرد و گفت:"فاصله مشكل يك فرد و راه نجات او از آن مشكل براي هر شخصي به اندازه فاصله زانوي او تا زمين است!"
آن دو مرد جوان گيج و آشفته از نزد شيوانا بيرون آمدند و در بيرون مدرسه با هم به بحث و جدل پرداختند. اولي گفت:" من مطمئنم منظور استاد معرفت اين بوده است كه بايد به جاي روي زمين نشستن از جا برخاست و شخصا براي مشكل راه حلي پيدا كرد. با يك جا نشيني و زانوي غم در آغوش گرفتن هيچ مشكلي حل نمي شود. "
دومي كمي فكر كرد و گفت:" اما اندرزهاي پيران معرفت معمولا بارمعنايي عميق تري دارند و به اين راحتي قابل بيان نيستند. آنچه تو مي گويي هزاران سال است كه بر زبان همه جاري است و همه آن را مي دانند. شيوانا منظور ديگري داشت."
آندو تصميم گرفتن نزد شيوانا بازگردند و از خود او معناي جمله اش را بپرسند. شيوانا با ديدن مجدد دو جوان لبخندي زد و گفت:" وقتي يك انسان دچار مشكل مي شود. بايد ابتدا خود را به نقطه صفر برساند. نقطه صفر وقتي است كه انسان در مقابل كائنات و خالق هستي زانو مي زند و از او مدد مي جويد. بعد از اين نقطه صفر است كه فرد مي تواند برپا خيزد و با اعتماد به همراهي كائنات دست به عمل زند. بدون اين اعتماد و توكل براي هيچ مشكلي راه حل پيدا نخواهد شد. باز هم مي گويم فاصله بين مشكلي كه يك انسان دارد با راه چاره او ، فاصله بين زانوي او و زميني است كه برآن ايستاده است!"

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

چه کسی مرا همانطور که هستم دوست می دارد و

برایم ارزش قائل است؟ چه کسی

با وجود اینکه اشتباهی از من سر زده، باز هم

برایم ارزش قائل خواهد شد؟

چه کسی همیشه به فکر من است؟ چه کسی هیچ گاه

مرا تحقیر نمی کند؟

به راستی چه کسی می تواند تمام موارد ذکر شده

را یکجا داشته باشد؟

فقط خداوند است که قادر به انجام چنین کاری است.

عشق خدواند نسبت به بنده هایش غیر شرطی است

 و برای تک تک آنها ارزش واهمیت قائل می شود.

او نسبت به تمام خطاها و اشتباهات ما آگاهی کامل دارد

و آنها را می بخشد و ازآنها چشم پوشی می کند.

زمانیکه کار اشتباهی انجام می دهید، دوست داشتنش

نسبت به ما کمتر نمی شود. او ما را آفریده تا

عاشقمان باشد!

او احساس دوست داشتنش نسبت به بشر را با

فرستادن پیامبران آشکار ساخته.

عدم پذیرش! چه کسی است که چنین احساس دردناکی

را تجربه نکرده باشد؟

متاسفانه در اکثر موارد، دیگران ما را از روی کارهایی که

انجام می دهیم وحرف هایی که می زنیم قضاوت می کنند

که این امر می تواند منجر به پذیرش ویا عدم پذیرش ما شود

 و نهایتاً نیز بر همین اساس تصمیم می گیرند که به ما

احترام بگذارند و یا ما را بی ارزش تصور کنند.

خداوند عاشق بنده هایش است و دوست دارد تا با

آنها ارتباط شخصی برقرارکند. خدواند ما را دوست

می دارد، برایمان ارزش قائل است و شما را تحت هر

شرایطی می پذیرد. او برای هر لحظه از زندگی شما

برنامه ای معین کرده. درکتاب آسمانی آمده:

"همه انسان ها با دلیل وبرهان کافی به عرصه ی دنیا

قدم نهاده اند... با امید داشتن به آینده و باافکار مثبت 

می توانید برای آرامش و بهبود وضعیت زندگی خود

 تلاش کنیم.

زمانیکه احساس کنیم نیروی برتری هست که از

صمیم قلب شما را دوست می دارد،آنوقت عدم پذیرش

 از سوی افراد عادی شما راآنچنان ناراحت نخواهد کرد.

خداوند در وجود تمام انسانهاست 

بنابراین سعی کنیم ما هم  دیگران را با تمام بدیها و

 خوبیها مورد پذیرش قرار دهیم

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

بعضي ها گاهي توي ياهو بهشون پي.ام ميدي ، هي كلاس ميذارند و جواب نميدن و ... ، 2 تا پروژه هم دستشون نيست هي كلاس ميذارن كه سرم شلوغه و بعدا بيا و حالا وقت ندارم ! اما همين حرفا باعث ميشه به راحتي 5 تا 10 ميليون پول از كف ميره !

كاش بعضي ها اينقدر مغرور نبودند توي كارشون !

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

من و انتظار و كابوس تنهايي
من و حس اينكه هر لحظه اينجايي
دارم آئينه ها را گم ميكنم كم كم
تو رو هر طرف رو ميكنم ميبينم
نگو از تو چشمام چيزي نمي خوني
تو كه لحطه لحظه حالم را ميدوني

اگه اين بهارم برنگردي خونه
ديگه چيزي از من يادت نميمونه
من را رها كن از اين فكر تنهايي
تو نرفتي هنوزم اينجايي
دارم از خودم با فكر تو رد ميشم
دارم عاشقي را با تو بلد ميشم

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

نه از خودت تعريف کن و نه بدگويی.

اگر از خودت تعريف کنی قبول نمی‌کنند

و اگر بدگويی کنی....................

 بيش از آنچه اظهار داشتی تو را بد خواهند پنداشت.   (کنفوسيوس)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

اگر می‌خواهيد......

 در زندگی دوستان وفادار و ياران غمخوار داشته‌باشيد،

کم و خيلی دير با مردم دوست شويد .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

هركسي تو را دوست داره 4 تا مريضي ميگيره :

 - ۱
فراموشي

2 ...

3 ...

4 ...

 3
تاي ديگه را فرموش كردم

 

وای نکن دیگه .... ا

 

 


+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

اگه شكلات بودي شيرين ترين بودي.

 اگه عروسك بودي بقلي ترين بودي.

 اگه ستاره بودي روشن ترين بودي.

و تا زماني كه دوست مني عزيزتريني

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  | 

 

قلبم آسمان مي شود ،


به شوق تابيدن ستاره ي وجودت


كاش از ميان تمام ستارگان ‌«سهيل » نشوي

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  یاسین  |