X
تبلیغات
بالسا BaLsA
بالسا BaLsA
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

 

اینم پسورد های جدید از آنتی ویروس ناد که هریک روز آپدیت می شود 

برای تمامی ورژنهای ناد ۳۲

 nod32 & eset smart security

username
password

******************************

 برای دیدن سریالهای آنتی ویروس ناد

روی همین لینک کلیک کنید

یا به

ادامه مطلب

 

 


برچسب‌ها: سریال ناد, پسورد ناد 32, یوزر پسورد ناد, آنتی ویروس ناد
ادامه مطلب
[ 92/02/20 ] [ 8:47 ] [ یامی ]

تو یادگار روزهایى هستى
که نه فراموش مى شوند
و نه تکرار …

 ***********

همیشه بیادت هستم …
اما شاهدی ندارم جز سکوت کوچه پس کوچه های خلوت دلم
باورم کن

***************

نمازهایت را شکسته بخوان !
مدتی است “مسافر” خواب های من شده ای …

 

********************

نگویید خدا تنهاست ، دلخوشم به اینکه “با خدا هستم” …

************

گاهی آنکه سراغی از تو نمی گیرد ، دلتنگترین

برای دیدن توست و از شکاف چشمانش به نبودنت خیره می شود ،

همیشه آنکه تو او را نمی بینی نامهربان نیست …

**************

 روزهایی که می بینمت ، نفسم می گیرد
و روزهایی که نیستی ، دلم
اما تو باش …
تحمل اولی آسان تر است....

**********

آرامش یعنی یکی باشه که اگه از تو بغلش اومدی بیرون
تا برمیگردی …
دلت شور نزنه که زنبیل نذاشتی

**************

از دلنوشته هایم ساده نگذر
یادت باشد آنها را یک دل نوشته است

 

 


موضوعات مرتبط: چرکنویسی از احساس
[ 92/03/03 ] [ 11:28 ] [ یامی ]

نوشته ها بهانه است ؛ فقط مینویسم که یادآوری کنم به یادتم ؛ باورش با تو



چقدر تلخ است بعد از سال ها انتظار ؛ نیمه گم شده ات را کامل بیابی . . .



خنجر زیرِ پوستم کاشتی ؛ فکر نمی‌کردی ؛ روزی باز در آغوشت بگیرم . . .


دوست داشتن تو خرج دارد ، دلِ مایه دار می خواهد . . .


بسته ام ؛ مثل چشمان سیاهت ؛ چترم را ؛ دیگر باران است ؛ که آبرویم را می خرد !



وقتی ازت میخوام به یه ” آهنگ ” گوش کنی ؛ بخاطر اینه که ” متنش ” دقیقا ” همه ” اون چیزیه که میخوام بهت بگم . . .



نباشی ؛ برای ِ من هیچ اتفاقی نمی‌افتد ! فقط گاهی موهایِ صورتم سفید می‌شود گاهی موهایِ سَرم می ریزد . . .


آنقدر راه میروم تا به حرف بیایند ، “خط های سفیدِ وسط جاده  . . .” محال است که جای تورا ندانند . . .


موضوعات مرتبط: چرکنویسی از احساس
[ 92/02/27 ] [ 17:40 ] [ یامی ]

شما هم قبل از خاموش کردن لامپ

وامیستین مسیر برگشت به جای خوابتون و جای گوشیتون رو از حفظ میکنین

یا فقط من اینجوریم !؟

******************

دقت کردین درست وقتی که عجله داری یا هوا سرده یا جیش داری

کلیدت تو غیر قابل دسترس ترین سوراخ کیف و جیبت مدفون شده !؟

*******************

شاید دل من عروسکی از چوب است ، مثل قصه ی پینوکیو محبوب است

اما چه دماغی داره این بیچاره ، از بس که نوشته ” حال من هم خوب است ” !

*******************

در پاک بودن فوتبال‌ ما همین بس که:

یکی به یکی میگه کیسه کش ! اونم به اون یکی میگه لنگی !

که هردو مظهر پاکی و نظافت هستن !

*******************

یه کشف جدید:

شما میتوانید با زدن راهنما سرعت ماشین کناریتون را تا چندین برابر افزایش دهید!

*******************

همه را صدا زدم جز خدا

هیچ کس جوابم را نداد جز خدا . . .

********* **********

ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻔﮕﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ

ﻓﮏ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻐﺾ ﺩﺍﺭم ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﮔﻔﺖ :

ﻟﺒﺎﺳﺘﻮ ﭼﺮﺍ ﺑﺮ ﻋﮑﺲ پوﺷﯿﺪﯼ ؟



موضوعات مرتبط: جوک و اس ام اس
ادامه مطلب
[ 92/02/27 ] [ 11:33 ] [ سیدارتا ]

واقعا مشکل خیلی از ما انسانها این است :

همانقدر که مسخره می کنیم احترام نمی گذاریم
همانقدر که اشتباه میکنیم تفکر نمیکنیم
همانقدر که عیب میبینیم برطرف نمی کنیم
همانقدر که از رونق می اندازیم رونق نمی بخشیم
همانقدر که کینه به دل می گیریم محبت نمی کنیم
همانقدر که حرف میزنیم عمل نمی کنیم
همانقدر که می گریانیم شاد نمیکنیم
همانقدر که ویران میکنیم آباد نمیکنیم
همانقدر که کهنه میکنیم تازگی نمی بخشیم
همانقدر که دور میشویم نزدیک نمی کنیم
همانقدر که آلوده میکنیم پاک نمیکنیم
همیشه دیگران مقصرند ما گناه نمیکنیم


موضوعات مرتبط: سخنان پند آموز
[ 92/02/25 ] [ 20:23 ] [ یامی ]

روزی کشاورزی متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است. ساعتی معمولی امّا با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود. بعد از آن که در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند مدد خواست و وعده داد که هر کسی آن را پیدا کند جایزه ای دریافت نماید.
کودکان به محض این که موضوع جایزه مطرح شد به درون انبار هجوم آوردند و تمامی کپّه های علف و یونجه را گشتند امّا باز هم ساعت پیدا نشد. کودکان از انبار بیرون رفتند و درست موقعی که کشاورز از ادامۀ جستجو نومید شده بود، پسرکی نزد او آمد و از وی خواست به او فرصتی دیگر بدهد. کشاورز نگاهی به او انداخت و با خود اندیشید، "چرا که نه؟ به هر حال، کودکی صادق به نظر میرسد."
پس کشاورز کودک را به تنهایی به درون انبار فرستاد. بعد از اندکی کودک در حالی که ساعت را در دست داشت از انبار علوفه بیرون آمد. کشاورز از طرفی شادمان شد و از طرف دیگر متحیّر گشت که چگونه کامیابی از آنِ این کودک شد. پس پرسید، "چطور موفّق شدی در حالی که بقیه کودکان ناکام ماندند؟"
پسرک پاسخ داد، "من کار زیادی نکردم؛ روی زمین نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صدای تیک تاک ساعت را شنیدم و در همان جهت حرکت کردم و آن را یافتم."
ذهن وقتی که در آرامش باشد بهتر از ذهنی که پر از مشغله است فکر میکند. هر روز اجازه دهید ذهن شما اندکی آرامش یابد و در سکوت کامل قرار گیرد و سپس ببینید چقدر با هوشیاری به شما کمک خواهد کرد زندگی خود را آنطور که مایلید سر و سامان بخشید.


موضوعات مرتبط: مباحث روانکاوی و روانشناسی
[ 92/02/25 ] [ 20:17 ] [ یامی ]

دوستی با بعضی آدم‌ها مثل نوشیدن چای کیسه‌ای است. هول هولکی و دم دستی باید چشید. این دوستی‌ها برای رفع تکلیف خوبند، اما خستگی‌ات را رفع نمی‌کنند. این چای خوردن‌ها، دل آدم را باز نمی‌کند، خاطره نمی‌شود، فقط از سر اجبار می‌خوریشان که چای خورده باشی، به بعدش هم فکر نمی‌کنی.

دوستی با بعضی آدم‌ها مثل خوردن چای خارجی است. پر است از رنگ و بو. این دوستی‌ها و این دوست‌ها جان می‌دهند برای مهمان بازی، برای جوک‌های خنده‌دار تعریف کردن، برای فرستادن پیامك‌های صد تا یک غاز. برای خاطره‌های دم دستی و زود گذر. اولش هم حس خوبی به تو می‌دهند. این چای زود دم خارجی را می‌ریزی در فنجانی بزرگ. می‌نشینی با شکلات فندقی می‌خوری و فکر می‌کنی خوش به حال ترین آدم روی زمینی. فقط نمی‌دانی چرا باقی چای مانده در فنجان، بعد از یکی دو ساعت می‌شود رنگ قیر، یک مایع سیاه و بد بو که چنان به دیواره فنجان رنگ می‌دهد، که انگار در آن مرکب چین ریخته بودی نه چای.

دوستی با بعضی آدم‌ها مثل نوشیدن چای سر گل لاهیجان است.

باید نرم دم بکشد.
باید انتظارش را بکشی.
باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی.
باید صبر کنی تا آماده شود.
آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی.
باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک و خوب نگاهش کنی.
عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته و جرعه جرعه بنوشی‌اش و از بودنش لذت ببری و با حضورش زندگی کنی. ♥


موضوعات مرتبط: سخنان پند آموز
[ 92/02/25 ] [ 20:14 ] [ یامی ]

به اصفهان رفته بودم . کنار سی و سه پل نشسته بودم . نگاهم به دختر بچه سه یا چهار ساله افتاد که از پدر و مادرش اندکی فاصله گرفته بود و داشت مرا نگاه میکرد . بقدری چهره زیبا و بانمکی داشت که بی اختیار با دستم اشاره کردم به طرفم بیاید اما در حالتی از شک و ترس از جایش تکان نخورد . دو سه بار دیگر هم تکرار کردم اما نیامد .

به عادت همیشگی ، دستم را که خا لی بود مشت کردم و به سمتش گرفتم تا احساس کند چیزی برایش دارم . بلافاصله به سویم حـرکت کرد . در همین لحظه پدرش که گویا دورادور مواظبش بود بسرعت به سمت من آمد و یک شکلات را مخفیانه در مشتم قرار داد . بچه آمد و شکلات را گرفت . به پدرش گفتم من قصد اذیت او را نداشتم .

گفت میدانم و مطمئنم که میخواستی با او بازی کنی اما وقتی مشتت را باز میکردی او متوجه میشد که اعتمادش به تو بیهوده بوده است.
کار تو باعث میگردید که بچه ، دروغ را تجربه کند و دیگر تا آخر عمرش به کسی اعتماد نکند .

حال بیشتر ما چگونه عمل میکنیم . بابا میشینه تو خونه جلوی بچه کوچک به زنش میگه ، فلانی زنگ زد بگو من نیستم . مامانه به بچه میگه...


موضوعات مرتبط: بدون شرح !
[ 92/02/25 ] [ 20:11 ] [ یامی ]

زنه میره نجاری میگه: آقا یه کمد بساز برام . یارو یه کمد میسازه.
زنه دو روز بعد میاد میگه: اتوبوس که رد میشه کمده میلرزه!
نجاره میگه چرا مزخرف میگی اتوبوس چه صیغه ایه؟؟؟
خلاصه میاد پیچ میچاشو محکمتر میکنه و میره
دوباره فرداش زنه میاد میگه:اتوبوس رد میشه کمد میلرزه ...
اینم میگه :
بابا برای یه کمد پدر مارو در آوردی. اصن من میرم تو کمد میشینم اتوبوس رد شه ببینیم چیه.
میشینه تو کمد یه دفه شوهر زنه میاد خونه در کمدو باز میکنه ، میگه:
تو اینجا چی کار میکنی؟
نجاره میگه :
اگه بهت بگم منتظر اتوبوسم باورت میشه؟؟؟ :))


موضوعات مرتبط: مطالب طنز
[ 92/02/25 ] [ 20:1 ] [ یامی ]

روزي ملانصرالدین دست بچه اي را گرفته وارد سلماني شدوبه سلماني گفت:
چون من تعجيل دارم اول سرمرا بتراش وبعد موهاي بچه را بزن.
سلماني هم تقاضاي اورا انجام داد.
ملا بعد از اصلاح عمامه را برداشت و رفت و گفت:
تاچند دقيقه ديگر برمي گردم!
سلماني سر طفل را هم اصلاح کرد و خبري از آمدن ملا نشد!
سلماني رو به طفل نمود وگفت:پدرت نيامد!
بچه گفت....
.
.
.
.
اوپدرم نبود.
سلمان گفت:پس که بود؟
بچه پاسخ داد:او مردي بود که در سر کوچه به من گفت بيا برويم دونفري مجانی اصلاح کنيم.


موضوعات مرتبط: مطالب طنز
[ 92/02/25 ] [ 19:57 ] [ یامی ]


اس ام اس ، پیامک عرض تسلیت

             

             یامی عزیز اندوه ما  درغم از دست دادن آن عزیز بزرگوار در واژه ها نمیگنجد

      تنها میتوانیم از خداوند برایتان صبری عظیم و برای آن مرحومه روحی شاد و آرام طلب کنیم.


[ 92/02/17 ] [ 0:49 ] [ سیدارتا ]


  مادر نگاه خسته و تاریکت                           با من هزارگونه سخن دارد

  با صد زبان به گوش دلم گوید                        رنجی که خاطر تو ز من دارد 

 دردا که از غبار کدورت ها                          ابری به روی ماه تو می بینم 

 سوزد چو برق خرمن جانم را                       سوزی که در نگاه تو می بینم 

 چشمی که پر زخنده ی شادی بود                   تاریک و دردناک و غم آلودست

 جز سایه ی ملال به چشمت نیست                  آن شعله ی نگاه پر از دوداست

 آرام خنده مــی زنــی و دانم                           در سینه ات کشاکش طوفان است

 لبخــنـــد دردنـاک تو ای مـــادر                      سوزنده تر ز اشک یتیمان است

 تلخ است این سخن که به لب دارم                   مادر بلای جان تو من بودم

 امّا تو ای دریغ گمان بردی                           فرزند مهربان تو من بودم

 چون شعله ای که شمع به سر دارد                  دائم ز جسم و جان تو کاهیدم

 چون بت تو را شکستم و شرمم باد                 با آن که چون خدات پرستیدم

 شرمنده من به پای تو می افتم                        چون بر دلم ز ریشه گنه باریست

 مــادر بــلای جان تو من بودم                        این اعتراف تلخ گنه باریست

 



[ 92/02/17 ] [ 0:21 ] [ سیدارتا ]

زن و مرد از راهی می رفتند، ماموران آنها را دیدند وآنها را خواستند!

پرسیدند شما چه نسبتی با هم دارید؟

زن و مرد جواب دادند زن و شوهریم

ماموران مدرک خواستند،

زن و مرد گفتند نداریم !

ماموران گفتند چگونه باور کنیم که شما زن و شوهرید ؟!

زن و مرد گفتند …

برای ثابت کردن این امرنشانه های فراوانی داریم … !

اول اینکه آن افرادی که شما می گویید دست در دست هم می روند،

ما دستهایمان از هم جداست!

دوم، آنها هنگام راه رفتن و صحبت کردن به هم نگاه می کنند،

ما رویمان به طرف دیگریست!

 

 

[ 92/02/15 ] [ 18:53 ] [ سیدارتا ]

گنجشک آبادانی

یک گنجیشک آبادانی داشته واسه خودش پرواز میکرده، یهو از دور یک عقاب میبینه. میره جلو، بالهاشو باز میکنه، میگه: هو ولک! بالها رو حال می‌کنی؟! عقابه میگه: برو عموجون، حال و حوصله ندارم. گنجیشکه میگه: نه جون ولک، نیگاه کن هیبت بال رو، رنگ پر رو، حال میکنی؟! عقابه میگه: برو بچه به بازیت برس ، من بهت اشاره کنم همه پرهات میریزه. گنجیشکه از رو نمیره، میگه: ههه! ولک پرهای من بریزه؟! نظاره کن قطر بال رو… صفا کن! عقابه شاکی میشه، یک تلنگر میزنه به گنجیشکه، همه پرهاش میریزه تعادلشو از دست میده سقوط میکنه.

همونجور که داشته لخت مادرزاد میافتاده پایین، داد میزنه: هوو ولک!… حال میکنی هیکل رو.

 

———————————–———————————–—————–

 

شماره ناشناس

 

ناشناس : سلام خوشگله ،دوست پسر داری ؟

-بله ،شما؟

-من داداشتم ،صبر کن بیام خونه به حسابت میرسم .

 

شماره ناشناس بعدی :

-دوست پسر داری؟

-نه نه اصلا

-من دوست پسرتم ……واقعا که …

-عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی !!!

- خوب داداشتم دیگه ،صبر کن خونه برسم من میدونم و تو….


[ 92/02/15 ] [ 18:46 ] [ سیدارتا ]

داستان کوتاه زیبا و عاشقانه ” دلیل عشق “ روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید : چرا مرا دوست داری ؟ چرا عاشقم هستی ؟ پسر گفت : نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم دختر گفت : وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی عاشقم هستی ؟!!!! پسر گفت : واقعا دلیلش را نمی دانم اما میتوانم ثابت کنم که دوستت دارم دختر گفت : اثبات؟!!!! نه من فقط دلیل عشقت را می خواهم .. شوهر دوستم به راحتی دلیل دوست داشتنش را برای او توضیح می دهد اما تو نمی توانی این کار را بکنی !!!! پسر گفت : خوب … من تو رو دوست دارم چون زیبا هستی … چون صدای تو گیراست …. چون جذاب و دوست داشتنی هستی …. چون باملاحظه و بافکر هستی …… چون به من توجه و محبت می کنی … تو را به خاطر لبخندت دوست دارم ……….. به خاطر تمامی حرکاتت دوست دارم … دختر از سخنان پسر بسیار خشنود شد چند روز بعد دختر تصادف کرد و به کما رفت پسر نامه ای را کنار تخت او گذاشت نامه بدین شرح بود : عزیز دلم !!!تو رو به خاطر صدای گیرایت دوست دارم ….. اکنون دیگر حرف نمی زنی پس نمیتوانم دوستت داشته باشم دوستت دارم چون به من توجه و محبت میکنی …… چون اکنون قادر به محبت کردن به من نیستی نمی توانم دوستت داشته باشم تو را به خاطر لبخندت و تمامی حرکاتت دوست دارم ….. آیا اکنون می توانی بخندی ؟ می توانی هیچ حرکتی بکنی ؟ پس دوستت ندارم اگر عشق احتیاج به دلیل داشته باشد در زمان هایی مثل الان ….. هیچ دلیلی برای دوست داشتنت ندارم آیا عشق واقعا به دلیل نیاز دار؟ نه …… و من هنوز دوستت دارم … عاشقت هستم

[ 92/02/15 ] [ 18:10 ] [ سیدارتا ]

تقریبا همه رو متقاعد کردم که دیگه دوستت ندارم، حالا وقتشه که خودم رو متقاعد کنم! 

هر چه بغضت بزرگتر باشه بهانه‌ی ترکيدنش کوچکتره

 به کجا باید رفت؟ به که باید دل بست؟

سر در آغوش چه کس؟ دل کجا آرامست؟

پشت هر چهره نقابی پیداست،

پس آن، باز نقابی دیگر

 چرا هر چى يه نفر رو بيشتر ميخواى اون بى تفاوت تر و مغرور تر ميشه،يعنى نميشه قانون دوست داشتن را عوض كنيم؟ 


ادامه مطلب
[ 92/02/15 ] [ 18:0 ] [ سیدارتا ]

اینم یک موزیک بسیار زیبا از مرجان - بنام کویر دل

 

yassin miri

 

دانلود آهنگ قدیمی کویر دل - مرجان

 

متن شعر

رفتی و بی تو دلم پر درده

پاییز قلبم ساکت و سرده

دل که میگفتم محرمه با من

کاشکی میدیدی بی تو چه کرده

ای که به شبهام صبح سپیدی

بی تو کویری بی شامم من

ای که به رنجام رنگ امیدی

بی تو اسیری در دامم من

با تو به هر غم سنگ صبورم

بی تو شکسته تاج غرورم

با تو یه چشمه چشمه ی روشن

بی تو یه جادم که سوت و کورم

ای که به شبهام صبح سپیدی

بی تو کویری بی شامم من

ای که به رنجام رنگ امیدی

بی تو اسیری در دامم من

چشمه اشکم بی تو سرابه

خونه عشقم بی تو خراب

شادی ها بی تو مثل حبابه

سایه آه نقش بر آب

رفتی و بی تو دلم پر درده

پاییز قلبم ساکت و سرده

ای که به شبهام صبح سپیدی

بی تو کویری بی شامم من

ای که به رنجام رنگ امیدی

بی تو اسیری در دامم من

چشمه اشکم بی تو سرابه

خونه عشقم بی تو خراب

شادی ها بی تو مثل حبابه

سایه آه نقش بر آب

رفتی و بی تو دلم پر درده

پاییز قلبم ساکت و سرده

دل که میگفتم محرمه با من

کاشکی میدیدی بی تو چه کرده

ای که به شبهام صبح سپیدی

بی تو کویری بی شامم من

ای که به رنجام رنگ امیدی

بی تو اسیری در دامم من

رفتی و بی تو دلم پر درده

پاییز قلبم ساکت و سرده

دل که میگفتم محرمه با من

کاشکی میدیدی بی تو چه کرده

رفتی و بی تو دلم پر درده

پاییز قلبم ساکت و سرده

 


موضوعات مرتبط: دانلود موزيك هاي تك و شيك
برچسب‌ها: مرجان, کویر دل مرجان, مرجان کویر دل, کویر, کویر دل
[ 92/02/14 ] [ 9:35 ] [ یامی ]

اینم یک موزیک بسیار زیبا از حسن شماعی زاده - بنام کویر

 

yassin miri

 

دانلود آهنگ کویر حسن شماعی زاده

 

 

 


موضوعات مرتبط: دانلود موزيك هاي تك و شيك
برچسب‌ها: کویر, حسن شماعی زاده, کویر حسن شماعی زاده, کویر شماعی زاده, حسن کویر
[ 92/02/14 ] [ 9:22 ] [ یامی ]


حتما نگهش دارین گنجینه ارزشمندیه
در جدول زیر ضرب المثل های پارسی بر اساس حروف الفبا دسته بندی شده اند که شما عزیزان علاقمند به آشنایی هر چه بیشتر زبان پارسی می توانید با کلیک روی هر حرف ضرب المثل هایی که با همان حرف انتخابی شما شروع میشوند را مشاهده و مطالعه بفرمائید.

 

 

 

 

لینک دانلود ضرب المثلها


موضوعات مرتبط: نرم افزارهای کاربردی
[ 92/02/12 ] [ 17:24 ] [ یامی ]

yassin

 


موضوعات مرتبط: چرکنویسی از احساس
[ 92/02/10 ] [ 12:18 ] [ یامی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

یگانه راه برای افزودن خوشبختی بر روی زمین آن است که تقسیمش کنیم
امکانات وب